اخیراً وزیر محترم آموزش و پرورش از بررسی طرحی سخن به میان آورده اند که براساس آن درس زبان انگلیسی به دوره ابتدایی راه می یابد. البته ایشان گفته اند این درس به شدت در شورای عالی آموزش و پرورش مورد بحث است و بعد از جمع بندی نظرات کارشناسان، نظر نهایی اعمال خواهد شد. درباره این طرح گفتنی ها و ملاحظاتی وجود دارد که به نظر می رسد توجه به آنها ضروری باشد.
موضوع چگونگی آموزش زبان انگلیسی و ضعف و قوت ها و باید و نبایدهای آن سال هاست که در محافل علمی و رسانه ای مطرح بوده و هر از چندگاهی راهکارهایی برای افزایش کیفیت آموزش این درس ارائه می شود. در اینکه برخی فارغ التحصیلان دوره آموزشی قبل از دانشگاه - دبستان تا پیش دانشگاهی- در سطحی نیستند که بتوانند نیازهای خود را حین تحصیل در دانشگاه و به هنگام رجوع به متون انگلیسی برطرف کنند، تردیدی نیست، اما پرسش مرتبط با موضوع یادداشت حاضر این است که آیا وارد کردن درس زبان به دوره ابتدایی این مشکل را حل خواهد کرد یا نه؟!

روزنامه کیهان 16/01/1389


به احتمال قوی هدف ارائه کنندگان طرح «وارد کردن درس زبان انگلیسی» به دوره ابتدایی استناد به یک نظریه در آموزش زبان به نام critical period hypothesis است که می گوید آموزش در سنین پایین راحت تر و با کیفیت بالاتر انجام می گیرد. اگر دوستان شورای عالی آموزش و پرورش با استناد به این نظریه در حال بررسی طرح یاد شده هستند باید گفت نظریه یاد شده از سوی دانشمندان بسیاری رد شده است.
«داگلاس براون» از متخصصان مطرح آموزش زبان در کتاب معروف خود (Principles of Language Learning and Teaching) با اشاره به تحقیقات انجام شده می نویسد که تنها - و تنها- نتیجه آموزش زبان از سنین پایین تر نزدیک بودن لهجه یاد گیرنده به «متکلمان اصلی زبان هدف» است؛ یعنی در صورتی که این روش به ثمر بنشیند، محصلان ایرانی خواهند توانست با لهجه -مثلاً- بریتانیایی یا آمریکایی انگلیسی صحبت کنند. دانشمندان آموزش زبان معتقدند همانگونه که یادگیری در سنین پایین مزیت هایی دارد، یاد گیرندگان سنین بالا نیز امتیازاتی دارند از جمله اینکه از قدرت پردازش ذهنی بالایی برخوردارند.
ضعف این طرح آنجاست که نه تنها بر پایه یک تئوری آموزشی منسوخ ارائه شده، بلکه هدف از آموزش زبان انگلیسی در ایران را نیز به درستی تشخیص نداده است. به راستی نیاز دانش آموزان و دانشجویان ما به زبان انگلیسی در چه حد است؟ در حد مکالمه مانند خود انگلیسی ها؟ در حد توان مراجعه بدون مشکل به متون علمی؟ چه حد؟ پاسخ به این سؤال البته نیاز به کار دقیق علمی دارد که باید گفت انجام نشده است. گروه های زبان انگلیسی دانشگاه های ما اگرچه مقالات فراوانی در نشریات ISI منتشر کرده اند، اما تاکنون پاسخ مناسبی به این پرسش نداده اند. همین ابهام است که باعث می شود هر از چندگاهی طرحی سلیقه ای با اهدافی غیر علمی مطرح شود بدون آنکه تبعات آن مورد بررسی قرار گیرد.
قطعاً اشخاص متفاوت نیازهای مختلف با سطوح گوناگون به زبان انگلیسی دارند و هر کس متناسب با نیاز خود باید به این امر بپردازد؛ بسیاری هستند که نیازشان در حد مراجعه به متون علمی است و کسانی هم هستند که به دلیل مسافرت ها یا روابط کاری و تجاری نیاز به تسلط در حد مکالمه دارند. اما راه تأمین این نیازهای گونه گون تزریق زبان انگلیسی به فرهنگ ایرانی نیست. وارد کردن درس زبان انگلیسی به دوره ابتدایی با هدف فراگیر کردن تسلط کامل محصلان ما به انگلیسی نه تنها در راستای نیازهای واقعی ما به این زبان نیست، بلکه تبعات و آثار فرهنگی زیانباری به همراه دارد. در صورت عملی شدن این طرح، دانش آموز دوره ابتدایی که در حال یادگیری «الفبای» زبان فارسی است و هنوز استخوان بندی فرهنگ ملی اش محکم نشده، در معرض یک زبان و فرهنگ دیگر قرار خواهد گرفت. کارشناسان برجسته زبان انگلیسی در کشورمان معتقدند انجام این طرح اساسا یک خطر بزرگ برای زبان فارسی و فرهنگ ملی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی دوازدهم اردیبهشت ماه 84 که در جمع فرهنگیان و معلمان استان کرمان سخن می گفتند با انتقاد از طرح هایی اینچنین، پیامدهای فرهنگی طرح یاد شده را به روشنی ترسیم کرده اند: «ناگهان از گوشه ای یک نفر تشخیص داده که باید ما به کودکان دبستانی، از کلاس اول- یا حتی پیش دبستانی- زبان انگلیسی یاد بدهیم؛ چرا؟ وقتی بزرگ شدند، هرکس نیاز دارد، می رود زبان انگلیسی را یاد می گیرد. چقدر دولت انگلیس و دولت آمریکا باید پول خرج کنند تا بتوانند این طور آسان زبان خودشان را در میان یک ملت بیگانه ترویج کنند؟ ما برای ترویج زبان فارسی چقدر در دنیا مشکل داریم؟ خانه فرهنگ ما را می بندند، عنصر فرهنگی ما را ترور می کنند، ده جور مانع در مقابل رایزنی های فرهنگی ما درست می کنند؛ چرا؟ چون در آنجا زبان فارسی یاد می دهیم. ولی ما بیاییم به دست خود، مفت و مجانی، به نفع صاحبان این زبان- که مایه انتقال فرهنگ آنهاست- این کار را انجام دهیم! البته بنده با فراگرفتن زبان خارجی صد درصد موافقم؛ نه یک زبان، بلکه ده زبان یاد بگیرند؛ چه اشکالی دارد؟ منتها این کار جزو فرهنگ جامعه نشود.»
با توجه به این که طرح وزارت محترم آموزش و پرورش برخلاف منویات صریح رهبر معظم انقلاب نیز هست، انتظار می رود وزیر محترم که شخص متعهد و دلسوزی برای اسلام و ایران هستند، طرح یاد شده را از دستور کار خارج سازند و به جای آن و برای برطرف کردن ضعف های این حوزه، طرحی را در دستور کار قرار دهند که براساس آن آموزش در سطوح قبل از دانشگاه، ضمن برطرف کردن «نیازهای مشترک» محصلان، کلید یادگیری زبان را به دست دانش آموزان بدهد تا آنها که نیازمند یادگیری در سطوح تخصصی تر این زبان هستند، به وقت ضرورت درصدد برطرف کردن نیازهای خود برآیند. متاسفانه باید گفت محتوای کتب و نیز نحوه تدریس فعلی زبان انگلیسی این هدف را برآورده نمی سازد.
یادآوری دوباره این نکته ضروری است که فراگیری زبان انگلیسی و یا به قول رهبر معظم انقلاب- بلکه ده زبان خارجی- نه فقط لازم، بلکه ضروری است، اما طرح مورد اشاره این نیاز را به بهای سنگینی که تخریب زبان فارسی و فرهنگ ملی است برآورده می کند و حال آن که بدون پرداخت این هزینه سنگین نیز می توان به نتیجه مطلوب رسید.