«کوهل هاس درپی آن است که یا در قانون اساسی ایالتی آلاسکا تغییراتی ایجاد کرده و مجوز استقلال را به دست آورد و یا اینکه حتی بدون این تغییرات، آلاسکا را از ایالات متحده تجزیه کند. از آنجائیکه تجزیه عملی غیرقانونی است، و به دلیل اینکه مردم آلاسکا نمی توانند از طریق طرح کوهل هاس قانون اساسی را تغییر دهند، این طرح ناقص است... قانون اساسی آلاسکا ریشه در رابطه آن با ایالات متحده دارد؛ بنابراین نه نظام سیاسی آن و نه جامعه سیاسی اش نمی تواند خارج از این رابطه شکل گیرد.» 1
آنچه گذشت، حکم دادگاه عالی آلاسکا درباره دعوی حقوقی «اسکات کوهل هاس» رئیس «حزب آزادیخواه آلاسکا» (Alaskan Libertarian Party) و فرمانداری این ایالت است. کوهل هاس برای سومین بار در 10سال اخیر طرحی را ارائه کرد که براساس آن، مردم آلاسکا طی رفراندومی، درباره استقلال آن از ایالات متحده تصمیم می گرفتند، اما فرمانداری ایالت که به دولت واشنگتن و احزاب سیاسی آمریکا گره خورده است، با برگزاری رفراندوم مخالفت کرده، ماجرا به دادگاه عالی کشیده شده و حکم دادگاه همان است که درابتدای این نوشته آمد.
حزب آزادیخواه دراین استقلال طلبی تنها نیست و حزبی بزرگتر از آن به نام حزب استقلال آلاسکا (Alaskan Independence Party) نیز درهدف با آن مشترک است. «لینت کلارک» رئیس حزب استقلال آلاسکا اساسا واژه «تجزیه طلب» را مناسب حزب خود نمی داند و و وقتی نگارنده با او برای انجام یک مصاحبه تماس گرفت. کلارک تاکید کرد که ما تجزیه طلب(Secessionist) نیستیم. آنها دوست دارند «استقلال طلب» خوانده شوند و بحث شان بر سر واژگان از آن روست که استقلال یک حق برای رهایی از اشغال است اما تجزیه، زیاده خواهی.

روزنامه کیهان 20/03/1389


آخرین مرز ناشناخته
بومیان آلاسکا همچون دیگر بومیان آمریکایی، کتاب های تاریخ را با چاشنی غصه می خوانند. اروپایی ها همانگونه که مدعی اند آمریکا را «کشف» کرده اند، آلاسکا را نیز در زمره کشفیات خود می دانند و این، برای بومیانی که اجداد سرخپوست و اسکیموی آنها قرن ها قبل از اشغال سرزمینشان (به نام کشف!) دراین منطقه می زیستند، سخت دردآور است. سال 1725میلادی بود که «پتر کبیر» تزار روسیه، دریانوردی به نام «ویتوس برینگ» را مامور کرد تا کرانه های شمال شرقی روسیه را شناسایی کند.
برینگ خبر وجود سرزمین آلاسکا را به پترکبیر داد و سرانجام درسال 1741 روس ها پرچم خود را دراین مجمع الجزایر وسیع برافراشتند و ادعای مالکیت آن را کردند. به مرور زمان روس ها و البته برخی تجار اروپایی با ایجاد بازارچه درسواحل آلاسکا به تجارت «خز» مشغول شدند.
اگر چه تجارت خز به دلیل هزینه بالای حمل و نقل آن برای روس ها آنگونه که باید سودآ ور نبود، اما آنها همچنان آلاسکا را تحت اشغال خود نگه داشتند و سرانجام درسال 1804 آهنگ ساکن کردن بخشی از جمعیت خود را دراین منطقه کردند، اما با مقاومت بومیان یعنی قوم «آلئوت» مواجه شدند و جنگ شدیدی میان آنها درگرفت؛ آلئوت ها به زودی از پای درآمدند و روس ها ساکن آلاسکا شدند. گفته می شود بیماری هایی که روس ها با خود به آلاسکا منتقل کردند هزاران نفر از بومیان این منطقه را به کام مرگ کشاند2.
تا سال 1867 آلاسکا تحت اشغال روسیه بود. اما دراین سال سنای آمریکا طی مصوبه ای به دولت واشتگتن اجازه داد منطقه آلاسکا را از روسیه به مبلغ هفت میلیون و دویست هزار دلار- یعنی هر 72/4 کیلومتر مربع یک دلار! -خریداری کند. روس ها چون منافعی در آلاسکا نداشتند و منابعی درآن برای درآمدزایی نمی دیدند، با این معامله موافقت کردند. درآن سو مردم آمریکا اما این اقدام دولت خود را ولخروجی می دانستند و از آن ناراحت بودند. به هر صورت 18اکتبر 1867 طی مراسمی درشهر «سیتکا» پرچم آمریکا درخاک آلاسکا برافراشته شد.
تا سال 1877 آلاسکا توسط ارتش آمریکا اداره شد. از این زمان تا سال 1879 وزارت خزانه داری آمریکا سرپرستی آن را به عهده گرفت؛ پس از آن تا سال 1884 زعامت آن به نیروی دریایی سپرده شد و 15سال بعد وقتی آمریکایی ها متوجه شدند آلاسکا معدن طلاست، از معامله پرسود و کم خرجی که با روس ها انجام داده بودند، شادمان تر شدند.
آلاسکا سال ها به عنوان مستعمره آمریکا و مدتی نیز به عنوان تحت الحمایه آن باقی ماند. درسال 1952 مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه 637 از دولت هایی که سرپرستی مناطق تحت الحمایه را به عهده داشتند خواست «اقدامات عملی لازم را انجام دهند تا بومیان این مناطق بتوانند درباره سرنوشت خویش تصمیم بگیرند و همچنین آنها را برای استقلال کامل آماده سازند.» 3
به دنبال این قطعنامه، دولت آمریکا در 26 اوت 1958 انتخاباتی صوری درآلاسکا برگزار کرد و متعاقب آن در سوم ژانویه 1959 «دوایت آیزنهاور» رئیس جمهور وقت آمریکا سند الحاق آلاسکا به ایالات متحده را امضا کرد و آن را چهل و نهمین ایالت آمریکا نامید. این انتخابات صوری اساسا منشا جنبش های استقلال طلبانه درآلاسکا به شمار می رود و مردم این منطقه حرف و حدیث های فراوانی درباره آن دارند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
به هر صورت، آلاسکا هم اکنون بزرگترین ایالات آمریکا از نظر وسعت سرزمینی است و طبق سرشماری سال 2009 بیش از 698 هزار نفر جمعیت دارد. آمریکایی ها آلاسکا را «آخرین مرز ناشناخته» ( The Last Frontier ) نامیده اند؛ شاید علت این نامگذاری آن باشد که آلاسکا منطقه ای جدا از ایالات متحده است و یک سانتی متر هم مرز مشترک با آن ندارد.
آغازجنبش های استقلال طلبانه
یک دهه بیشتر از زمان الحاق آلاسکا به ایالات متحده آمریکا نگذشته بود که مردم آن با تشکیل یک حزب به نام «حزب استقلال آلاسکا» (AIP ) اعتراض خود را نسبت به نحوه برگزاری و نتایج آن انتخابات صوری اعلام کردند.
«لینت کلارک» رئیس حزب استقلال آلاسکا معتقد است فرآیند الحاق آلاسکا به ایالات متحده غیرقانونی بوده و آلاسکا باید به استقلال کامل می رسید. او می گوید:«حقوق مردم آلاسکا از سوی بسیاری از قطعنامه های سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده است. دولت آمریکا باید طبق این قطعنامه ها «حقوق ملت ها را برای تعیین سرنوشت خویش» می پذیرفت. آنها هرگز به مردم آلاسکا اجازه ندادند در انتخاباتی که درباره الحاق این منطقه به ایالات متحده برگزار شد، شرکت کنند. دولت واشنگتن به دلیل اینکه بومیان آلاسکا خواندن و نوشتن به زبان انگلیسی را بلد نبودند، به آنها اجازه شرکت در انتخابات را نداد و درحالی که این مردم اساسا از آنچه در اطرافشان می گذشت بی خبر بودند، دولت آمریکا از 41هزار نیروی نظامی خود که ساکن آلاسکا بودند و 36هزار نفر از وابستگان آنها رأی گیری کرد و توانست از صندوق ها رأی «آری» بیرون کشیده، آلاسکا را به ایالات متحده ملحق کند.»
کلارک ادامه می دهد: «آلاسکا یک مستعمره بود و با دیگر مستعمره ها تفاوتی نداشت. همانگونه که مردم الجزایر خاک خود را بخشی از فرانسه نمی دانستند یا مردم لیبی خاکشان را متعلق به ایتالیا نمی دانستند، مردم آلاسکا نیز آن را بخشی از آمریکا به شمار نمی آوردند. براساس حقوق بین الملل، این حق طبیعی مردم آلاسکا بود که به استقلال رأی دهند. آلاسکا پیشتر تأمین کننده سوخت کارخانه های آمریکا به شمار می رفت و پس از الحاق به ایالات متحده نیز همچنان به چشم یک منبع سوخت دیده شد.»
حرف آخر رئیس حزب استقلال آلاسکا این است که «همانگونه که مستعمره ها در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی به آزادی دست یافتند، مردم و قبایل آمریکای شمالی نیز به دنبال استقلالند.»
در اساسنامه حزب استقلال آلاسکا می خوانیم: «هدف ما احیای حق رأی درباره سرنوشت آلاسکا است که در سال 1958 از مردم آن دریغ شد. ما می خواهیم مردم آلاسکا طی رفراندومی درباره یکی از چهار گزینه زیر تصمیم بگیرند:
1- همچنان به عنوان یک قلمرو تحت اشغال آمریکا باقی بماند؛
2- یک کشور جدا و مستقل شود؛
3- به وضعیت مشترک المنافعی درآید؛
4- یکی از ایالات آمریکا شود.»4
همانطوری که مشاهده می شود، این حزب علاوه بر گزینه استقلال کامل، گزینه پیوستن به عنوان یک ایالت به آمریکا را نیز پیش روی رأی دهندگان می گذارد و تنها چیزی که می خواهد، آن است که «حق تصمیم گیری» درباره سرنوشت آلاسکا به مردم آن بازگردد.
حزب استقلال آلاسکا به دلیل محبوبیت بالای مردمی توانست اعضای خود را در سال 1984 به حد نصاب قانونی رسانده و به عنوان یک حزب رسمی شناخته شود. وجود این حزب در آلاسکا، حساب آن را کاملا از دیگر ایالت های استقلال طلب آمریکا جدا کرده است. اگر چه تقریبا تمامی ایالت های استقلال طلب خواهان برگزاری رفراندوم درباره استقلال هستند، اما آلاسکا تنها ایالتی است که از طریق تشکیل یک حزب سیاسی به دنبال برگزاری این رفراندوم است. البته همانگونه که بیشتر اشاره شد، حاکمیت آمریکا تاکنون با برگزاری رفراندوم موافقت نکرده است.
در میان مردم آلاسکا این گفته «جو والگر» بنیانگذار حزب استقلال آلاسکا مشهور است که «من اهل آلاسکا هستم. من آمریکایی نیستم. آتش جهنم در برابر آتش نفرت من از آمریکا به یخ های کوهستان می ماند.»
نام حزب استقلال آلاسکا در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا بیش از پیش بر زبان ها افتاد. سپتامبر 2008 یعنی یک ماه مانده به برگزاری انتخابات بود که رسانه ها اخباری منتشر کردند مبنی بر اینکه «سارا پیلین» فرماندار وقت ایالت و جفت انتخاباتی «جان مک کین» نامزد جمهوریخواهان، یکی از اعضای حزب استقلال آلاسکاست.
روزنامه دیلی تلگراف چاپ لندن در این باره نوشت: «اگر چه گفته می شود پیلین در سال 1996 حزب استقلال آلاسکا را رسما ترک کرده و به عضویت حزب جمهوریخواه درآمده، اما اوایل سال جاری (2008) او در کنگره سالیانه حزب مذکور شرکت کرد و به مخاطبان خود گفت: من با اهداف حزب شما در ایجاد قانون اساسی مستقل برای آلاسکا همراهم. این کار خوب را ادامه دهید»5.
از آنجائی که حزب استقلال آلاسکا در میان احزاب اصلی آمریکا یعنی دموکرات و جمهوریخواه به شدت منفور است، این خبر برای آنها بسیار ناگوار بود. این بود که شبکه خبری ABC سراغ «لینت کلارک» رئیس حزب استقلال آلاسکا را گرفت و درباره این خبر از او پرسید. کلارک ماجرا را تائید کرد: «سارا و همسرش هر دو از اعضای حزب بوده اند و در آخرین کنوانسیون ما نیز شرکت کرده اند. من نمی دانم چرا پیلین به کاندیدایی ملحق شده است (مک کین) که مخالف استقلال ماست.»
صرف نظر از اینکه «سارا پیلین» عقاید استقلال طلبانه خود را حفظ کرده بود یا خیر، این رویداد حاکمیت آمریکا را با نگرانی های جدی مواجه کرد. هم اکنون دیگر، آمریکایی ها نمی توانند حزب استقلال آلاسکا را یک «حزب سوم» بنامند، چرا که ممکن است کسانی چون پیلین و همسرش، علی رغم آنکه کاملا طرفدار استقلال آلاسکا هستند، تحت فشار حاکمیت آمریکا و یا به دلیل کسب وجهه و مناصب حکومتی، به احزاب جمهوریخواه و دموکرات پیوسته باشند.
مطالعه تاریخ سیاسی آلاسکا نیز این فرضیه را تائید می کند. «سارا پیلین» تنها مقام بلندپایه حکومتی در آلاسکا نیست که پیشتر عضو حزب استقلال آلاسکا بوده و پس از رسیدن به قدرت مجبور به تغییر وابستگی حزبی خود شده است. در سال 1990 «والتر هیکر» از طرف حزب استقلال آلاسکا کاندیدای فرمانداری ایالت شد و اتفاقا به پیروزی هم رسید، اما چندماه بعد مجبور شد- مانند پیلین- از حزب استقلال خارج شده و به حزب جمهوریخواه بپیوندد.
هم اکنون مقامات آمریکایی تقریبا مطمئنند که مردم آلاسکا خواهان استقلال ایالتشان به عنوان یک کشور مجزا هستند و بی تردید اگر این موضوع به رفراندوم گذاشته شود، باید آلاسکا را با همه منابع گازی و نفتی اش فراموش کنند. این است که با همه توان در برابر برگزاری این همه پرسی ایستاده اند.
با این اوصاف و با درنظر گرفتن بحران سیاست و اقتصاد در آمریکای امروز، بعید نیست که استقلال طلبان آلاسکا بتوانند حاکمیت آمریکا را مجبور کنند تا به آنها اجازه تعیین سرنوشت خویش را بدهد. البته همانطوری که پیشتر اشاره شد، مردم آلاسکا تاکنون از راه های مسالمت آمیز و با تکیه بر قانون اساسی آمریکا اهداف خویش را دنبال کرده اند؛ اما اگر از یک سو این روند به سرانجام نرسد و از سوی دیگر، بحران اقتصادی آمار گرسنگی و بیکاری را در میان مردم بالا ببرد، این ظرفیت کاملا در میان مردم دیده می شود که از راه های فراقانونی، راسا اقدام به برگزاری رفراندوم کرده و استقلال خود را اعلام کنند. این برنامه، تقریبا مشابه طرحی است که تجزیه طلبان تگزاس در دست اجرا دارند.
البته حزب استقلال اعلام کرده است که تا برگزاری رفراندوم دست از تلاش برنخواهد داشت و فعالیت های حقوقی خود را پی خواهد گرفت. آخرین اقدام این حزب نیز حمایت از کاندیداتوری «باب بیرد» برای انتخابات 2010 سنای آمریکاست. در صورتی که «بیرد» در این انتخابات به پیروزی برسد، شانس مردم آلاسکا برای برگزاری یک انتخابات عادلانه درباره میهن خویش افزایش خواهد یافت.
آلاسکا جزو ایالات ثروتمند آمریکا به شمار می رود و براساس آخرین آمار به دست آمده، میزان تولید نفت خام در آن روزانه 400 هزار بشکه است. همچنین براساس ارزیابی مؤسسه تحقیقات ژئولوژیک ایالات متحده، آلاسکا بیش از دو میلیون مترمکعب گاز طبیعی در خود ذخیره دارد. آلاسکا طی سال های گذشته به عنوان تأمین کننده نفت و گاز ایالات متحده به شمار می رفته و چون نسبت به دیگر ایالت های آمریکا از امکانات صنعتی و رفاهی کمتری برخوردار است، مردم آلاسکا بر این باورند که دولت واشنگتن در حال استثمار آنهاست.

1-Courthouse News Service زAlaska High Court Rejects Secession Ballot Measure January 20 2010
2- http://www.libertyreborn.com/2008/06/27/alaska-should-just-secede/
3- http://daccess-dds-nyunorg/doc/RESOLUTION/GEN/NR0/079/80/IMG/NR007980.pdf
4- http://www.akip.org/
5- Swaine Jon John McCainشs running mate Sarah Palin was in Alaskan independence party Daily Telegraph 02 Sep 2008