ویکی لیکسآنچه که اخیراً با عنوان اسناد محرمانه توسط سایت «ویکی لیکس» منتشر شد، بدون آنکه کمترین نکته و سند جدیدی درباره اقدامات و سیاست های آمریکا داشته باشد، با ادبیاتی امنیتی، سیاست های اعلانی و رسمی دولت واشنگتن را منعکس کرده است.
این پایگاه اینترنتی که متعلق به فردی به نام «جولیانگ آسنگ» از کشور استرالیاست، روز گذشته 250هزار سند جدید که مدعی است «محرمانه» هستند را منتشر کرد. از این اسناد که عمدتاً مکاتبات رسمی سفارتخانه های آمریکا در جهان با وزارت خارجه این کشور است، چیزی جز یک سری سیاست های سنتی و رسمی آمریکا برنمی آید و اساساً هیچ مرجعی نخواهد توانست از آنها علیه دولت واشنگتن بهره برداری کند.

روزنامه کیهان 1389/9/9


به عنوان مثال، از جمله مطالب منتشر شده در سایت ویکی لیکس آن است که واشنگتن از سفارتخانه های خود به عنوان بخشی از شبکه جهانی جاسوسی استفاده می کند. براساس این اسناد، از دیپلمات های آمریکایی خواسته شده نه تنها از کسانی که ملاقات می کنند اطلاعات کسب کنند بلکه اطلاعات خصوصی نظیر جزئیات کارت های اعتباری، شماره های پرواز آنها، اطلاعات مربوط به دی ان ای و سایر موارد خصوصی را جمع آوری و گزارش کنند. اما آگاهی از اقدامات این چنینی دیپلمات های آمریکایی به ویژه برای ایرانیان، نیازمند مطالعه اسناد ویکی لیکس نیست. در اسنادی که زمان تسخیر سفارت آمریکا در ایران به دست آمد، به خوبی می توان تلاش دیپلمات های آمریکایی را برای جمع آوری اطلاعاتی از قبیل رفت و آمدها و معاشرت ها، رنگ پوست و مو و چشم، علائق و... مقامات رژیم پهلوی را مشاهده کرد.
به موارد زیر نیز دقت کنید:
- نگرانی و ترس شدید واشنگتن و لندن درباره امنیت تسلیحات هسته ای پاکستان
- اتهام ارتباط دولت روسیه با جنایات سازمان یافته
- انتقاد شدید از عملیات های نظامی انگلیس در افغانستان
- رفتارهای نامناسب یکی از اعضای خانواده سلطنتی انگلیس
- انتقادات جدی سیاسی در مورد «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس
- تلاش برای جمع آوری اطلاعات ویژه درباره برخی از نمایندگان پارلمان انگلیس
- تلاش آمریکا برای تحمیل زندانیان گوانتانامو به سایر کشورها
- تلاش واشنگتن برای جلوگیری از آشتی ملی فلسطینیان
- حمایت آمریکا از گروه تروریستی پ.ک.ک.
- حمایت مالی عربستان از القاعده
- و...
در واکنش به انتشار چنین به اصطلاح «اسنادی»، اگر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی رسماً می گوید به هیچ وجه نگران اسناد منتشر شده در ویکی لیکس نیستیم، نباید تعجب کرد؛ و طبیعی است واکنش «پی.جی.کراولی» سخنگوی کاخ سفید اینگونه باشد: «دیپلمات های ما صرفاً دیپلمات هستند. آنها اطلاعاتی را جمع آوری می کنند که در راستای سیاست های ما هستند. این دیپلمات ها همان اقداماتی را انجام می دهند که دیپلمات های دیگر کشورها انجام می دهند و این موضوع صدها سال ادامه داشته است.»
اما آنچه که بر تردیدها درباره ماهیت این سایت و گردانندگان آن می افزاید، اتهامات جدید و بی اساسی است که با عنوان «سند» علیه مخالفان واشنگتن از جمله ایران منتشر شده و اتفاقاً همین اخبار است که رسانه های غربی سعی دارند توجه افکار عمومی را به آنها معطوف کنند. باید توجه داشت که منبع همه اسناد ادعایی «خزانه اطلاعاتی واشنگتن» است و اگر اعتبارشان به اندازه ای بود که به آنها قابلیت «استناد» می داد، کاخ سفید خیلی زودتر از اینها با افشای مدارک مذکور، تبلیغات گسترده ای را علیه دشمنانش رقم می زد. از این رو نه عنوان «سند محرمانه» برازنده اتهاماتی است که آمریکایی ها «به قلم خود نوشته اند»، و نه می توان نام «افشاگری» روی اقدام سایت ویکی لیکس گذاشت. اگر کاخ سفید واقعاً سندی در اختیار داشت که ایران از کره شمالی موشکی خریداری کرده است، اولین کاری که می کرد بردن آن سند روی میز شورای امنیت بود تا بتواند اعضای شورا را درباره آنچه «تحرکات مشکوک» ایران می خواند، قانع کند و نتیجه چنین جلسه ای همان چیزی می شد که ماه ها کاخ سفید برای آن تلاش کرد، یعنی رای تمامی 15 عضو شورا به تحریم ایران و اعلان رسمی انزوای تهران؛ اما رای منفی ترکیه و برزیل و رای ممتنع لبنان حکایت از خالی بودن دست واشنگتن داشت. از این روست که ظاهراً قرار شده دیپلمات های آمریکایی به قلم خودشان «داستان سرایی» کنند و ویکی لیکس با آرم محرمانه آنها را منتشر کند، تا بلکه عناوین «سند» و «محرمانه» این تخیلات را واقعی جلوه دهند و زمینه بهره برداری از آنها در فضای عملیات روانی فراهم شود.
اقدامات و اساساً ماهیت سایت ویکی لیکس را می توان در قالب یک پروژه نبرد نرم تحلیل کرد. این سایت کار خود را با «یک سوزن به آمریکا» شروع کرد و سپس با «جوالدوز» به جان مخالفان بین المللی واشنگتن افتاد. باید به این نکته ظریف توجه داشت که تمامی آنچه در پایگاه اینترنتی ویکی لیکس منتشر می شود، بدون جوسازی رسانه های غالب غربی، هیچ جایگاهی نمی توانست در میان افکار عمومی دنیا بیابد و اساساً جز معدود کاربران سنتی اش کسی سراغ این سایت را نمی گرفت. هم شهرت و هم محتوای سایت ویکی لیکس با اتاق های فکر غربی گره خورده است. به راستی چرا اسناد ادعایی ویکی لیکس در نیویورک تایمز، لوموند، گاردین و اشپیگل به چاپ رسید؟