اولین کاری که افراطیون در عملیاتی کردن پروژه کودتای سبز باید می کردند، انتخاب کاندیدایی بود که بتواند پس از شکست، در قالب رهبر اپوزیسیون ظاهر شده و علاوه بر ایستادگی در مقابل «ساخت سیاسی»، شورش های اجتماعی علیه حاکمیت را نیز با چهره و وجهه کاریزمای خود سازماندهی و هدایت کند. «احمد پورنجاتی» یکی از سخنگویان این طیف در دیماه 87 طی سخنانی تصریح می کند: »حقیقت این است که دولت به مفهوم قوه مجریه و یکی از سه قوه نظام تا اطلاع ثانوی جایگاهی در حد و اندازه مدیریت اجرایی کشور دارد که مفهوم بی تعارف آن، همان «کارگزار»، «تدارکاتچی» و «مدیر پروژه» و کارپرداز است. پس تکلیف مطالبات اساسی جامعه از قیبل دموکراسی خواهی و حقوق بشر و توسعه سیاسی و گسترش آزادی های قانونی و از این دست چه می شود؟ نشانی این گونه کالاها را نه در «خیابان دولت » و نه در «میدان انقلاب»، بلکه در «بزرگراه جامعه مدنی» باید گرفت.»1
برای دستیابی به این مطالبات حداکثری و به معنای دقیق تر کلمه، اجرای یک پروژه براندازی نرم، خاتمی اولین شخصی بود که طیف تندرو جریان دوم خرداد سراغش را گرفت.

روزنامه کیهان 6/11/1389


خاتمی اما مانند دوستان خود از یک سو نیک می دانست که از پیروزی در میدان انتخابات دهم خبری نیست و به گفته «محمدحسین صفار هرندی»، او «در بازگشت از ژنو به آقای علی احمدی وزیر سابق آموزش وپرورش گفته بود احمدی نژاد بدون تردید در دور دوم ریاست جمهوری هم رای می آورد».2
اوایل سال 87 وقتی بحث های محفلی درباره اینکه «چه کسی جریان دوم خرداد را نمایندگی خواهد کرد» داغ بود، خاتمی از بازنشستگی خود سخن به میان آورد. او زمانی که روز ششم اردیبهشت 87 و در دور دوم انتخابات مجلس هشتم رای خود را در صندوق می انداخت به خبرنگاران گفت که از فعالیت های سیاسی بازنشسته شده است.3 اما دقیقا 53 روز بعد با نگارش نامه ای به 13 شخصیت سیاسی (از جمله عبدالواحد موسوی لاری، هادی خانیکی، علی ربیعی، محمد علی ابطحی، محمدرضا عارف، آیت الله نورمفیدی، حسن صانعی و محسن میردامادی) از آنها خواست «ارزیابی خود را در خصوص آمدن و یا نیامدن» وی به عرصه رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام کنند. 4
سخنان خاتمی درباره حضور در انتخابات همواره به دور از قاطعیت بود و تا بهمن ماه 87 که او رسما اعلام کاندیداتوری کرد، حرف هایی مبنی بر اینکه «تصمیم خود را گرفته ام، ولی باید منتظر آینده بود»5 یا «اگر بخواهم در انتخابات آینده حضور یابم به خواستی که فکر می کنم در اقشار مختلف مردم است، جواب می دهم و اگر بنا باشد نیایم به وضوح و شفاف دلایل را به مردم خواهم گفت»6 از او شنیده می شد.
تیرماه 87 نخستین جلسه اصلاح طلبان برای تصمیم گیری درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم برگزار شد. در آن جلسه اصلاح طلبان به این نتیجه رسیدند که حتما باید با یک کاندیدا پا به عرصه بگذارند. این ایده اما مخالفانی داشت و »مهدی کروبی« که از سال 1384 با انشعاب از مجمع روحانیون مبارز، حزب اعتماد ملی را تاسیس و برای کاندیداتوری دورخیز کرده بود، شاخص ترین مخالف بود. به طوریکه با بالا گرفتن بحث های درون حزبی درباره وحدت حول یک کاندیدا، آبانماه 87 او تلویحا اعلام کرد که به هیچ وجه از کاندیداتوری انصراف نخواهد داد: «آیا ایرادی دارد نامزدهای جبهه اصلاحات، همه با هم وارد فضای انتخابات شوند، با هم رقابت کنند و سپس براساس یک مکانیزم خاص و در یک زمان مشخص، آن که اقبال بیشتری داشت، بماند و دیگران کنار بروند؟»7 به هر صورت، کروبی در تاریخ 21 مهرماه 87 طی یک کنفرانس خبری کاندیداتوری خود را اعلام کرد و 15 بهمن ماه نیز با صدور بیانیه ای به آن رسمیت بخشید.
به نظر می رسید با اوضاع موجود مسئله اجماع اصلاح طلبان بر سر یک کاندیدا منتفی است. به ویژه آنکه بحث بر سر کاندیداتوری کروبی یا خاتمی به جدال لفظی نیز کشیده شده بود. در این رابطه بهزاد نبوی (عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین) در اظهاراتی کسانی را که به دنبال معرفی شخصی به غیر از خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری جهت رقابت با احمدی نژاد هستند «فاقد حداقلی از شعور» دانست. این اظهارات با واکنش های احزاب دیگر دوم خرداد - از جمله حزب اعتماد ملی - روبه رو شد. سید هادی میرهادی (ازاعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی) در واکنش به سخنان نبوی گفت: «کسانی که حرف از آمدن خاتمی می زنند، دوستداران واقعی او نیستند، چرا که آنها عده ای انحصارطلبند که تنها به فکر اختلاف افکنی میان اصلاح طلبان هستند»8. از سوی دیگر در برخی محافل سیاسی اصولگرایان- از جمله روزنامه کیهان9- از احتمال رد صلاحیت خاتمی سخن به میان آمد. بنیاد باران متعلق به خاتمی نیز در پاسخ به کیهان این روزنامه را دچار بیماری «خاتمی هراسی» دانست.
در نیمه دوم سال 87 اشخاص، تشکل ها و گروه های اصلاح طلب بسیاری از نامزدی خاتمی حمایت و با او برای آمدن رایزنی کردند. اعضای حزب کارگزاران، ملی-مذهبی ها، اعضای مشارکت، جبهه ملی، مجمع روحانیون مبارز و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از جمله این گروه های سیاسی بودند.
خاتمی نیز سرانجام با بیان اینکه «می آیم، اما آمدنم جای کسی را تنگ نمی کند»10 برای ورود به عرصه انتخابات دهم دو پیش شرط اعلام کرد:
«به اعتقاد من خواست قلبی و تاریخی مردم ایران آزادی، پیشرفت و عدالت است در عین سازگاری این امور با دین و ارزش های معنوی و فرهنگی، این همان گفتمان اصیل اصلاح طلبی است که در آینده تلاش می کنم به صورت مدون آن را به جامعه ارائه نمایم. اگر بر سر این موضوع بتوانم با جامعه به تفاهمی روشن دست یابم و این خواسته ها در میان اقشار مختلف جامعه جنبه خودآگاهی یابد به پیش شرط نخست خود دست یافته ام. پیش شرط دوم؛ با سازوکارهای موجود تا چه حد امکان عملی کردن برنامه ها برای رئیس جمهوری فراهم است؟ اگر واقعاً امکان اجرای برنامه ها وجود نداشته باشد و موانعی بر سر راه قرار گیرند، ارائه بهترین و کامل ترین برنامه به مردم نیز به منزله اغوا و فریب مردم است.»
این پیش شرط ها با واکنش هایی از سوی هر دو جناح همراه بود. «محمدنبی حبیبی» دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در واکنش به اظهارات اخیر خاتمی گفت«نامزدهای انتخاباتی نمی توانند برای مردم و نظام پیش شرط تعیین کنند؛ این مردم و نظام هستند که برای آن ها پیش شرط می گذارند».11 «ماشاءالله شمس الواعظین» نیز با بیان این که از شخصیتی مثل خاتمی که هشت سال ریاست جمهوری این کشور را بر عهده داشته، بعید است که این حرف ها را بزند، گفت «گذاشتن پیش شرط نشانه ننربازی آقای خاتمی است.»12
از دیگر سو، تردیدها خاتمی را رها نمی کرد . او که بارها در جلسات مختلف از«میر حسین موسوی» برای آمدن به صحنه انتخابات دهم دعوت کرده بود، زمانی صریحا تاکید کرد که «یا من می آیم یا مهندس موسوی».13 او اما در دوازدهم بهمن ماه با اشاره به دیدار خود با میر حسین سخنانی مطرح کرد که در آن نشانه های انصراف موسوی از کاندیدتوری دیده می شد:
« بنده در این ملاقات احساس کردم متأسفانه جناب مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و معتقدم طولانی شدن این مسئله به نفع هیچکس نیست و یک نوع ناراحتی، نگرانی و دلهره در جامعه ایجاد می شود... دلایل تردید یا امتناع مهندس موسوی برای من قابل فهم است ولی بنده بسیاری از آن دلایل را قبول ندارم . با توجه به اینکه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و در این زمینه تأملاتی دارد، اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده ام و می دانم باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم .»14
سرانجام هشت روز بعد، یعنی در عصر روز بیستم بهمن ماه، « سید محمد خاتمی» در آئین آغاز به کار وب سایت مجمع روحانیون مبارز، در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی، رسما نامزدی خود را در انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام کرد . خاتمی اما در سخنان خود وجود هرگونه تردید در او برای قدم گذاشتن در عرصه انتخابات را رد کرد و گفت: «احیاناً گفته شده است که بنده دچار تردید بوده ام در اعلام این مسأله. بنده اعلام می کنم که هیچگاه تردید نداشتم، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه انتخابات و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت بکند داشتم .»15 خاتمی بعدها خود گفت که قبل از تصمیم گیری برای شرکت در انتخابات، با رهبری نیز در این باره دیدار داشته است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - احمد پور نجاتی، ضمیمه اعتماد ملی، 14/10/87
2 - روزنامه جوان. ویژه نامه نوروزی. اسفند 1388
3 - خبرگزاری فارس، 6/2/1387
4 - همان، 28/3/1387
5- همان، 30/4/1387
6 - همان 23/6/1387
7 - هفته نامه شهروند امروز، سال سوم، شماره 71
8 - روزنامه ایران، 2/6/1387
9 - روزنامه کیهان، 7/5/1387
10 - سایت عصر ایران، 13/7/1387
11- خبرگزاری فارس، 16/7/1387
12 - همان، 14/7/1387
13- همان، 1/11/1387
14 - سایت تابناک، 12/11/1387
15- سایت رسمی خاتمی 20/11/1387