وقتی کاندیداتوری کروبی در انتخابات سال 88 قطعی شد. بخشی از چهره های مطرح اصلاحات چون «غلامحسین کرباسچی»، «محمدعلی نجفی»، «محمدعلی ابطحی»، «عیسی سحرخیز»، «عباس عبدی» و «محمد قوچانی» در کنار کروبی قرارگرفتند و ظاهرا دست به حمایت از او زدند، اما از ماموریت اصلی خویش در ستاد موسوی نیز دست نکشیدند. به این ترتیب بود که وقتی کرباسچی-که به عنوان معاون اول کروبی خود را جا زده بود- روز انتخابات روی برگه رای نام موسوی را نوشت و به همگان نشانش داد و کسی هم از این کار او تعجب نکرد!
با روشن شدن تکلیف کروبی، خاتمی علناً در تیم میرحسین چادر زد، در جلسات حساس ستاد وی حضوری فعال به هم رساند و حتی در مواردی توصیه هایی درباره روش های تبلیغی به او کرد. به عنوان مثال، از میان آنچه رسانه ای شد، او در دیداری از موسوی خواست در سخن گفتن با مردم از شعارهای ملموس بهره ببرد، در مقابل انتقادها سکوت کند و از خود واکنشی نشان ندهد1.

روزنامه کیهان 9/11/1389


هشتم اردیبهشت ماه 88 خبرگزاری ها از سفر خاتمی به چند کشور عربی از جمله عربستان سعودی، مغرب، تونس، کویت و قطر خبر دادند2 و متعاقب آن در تاریخ 24 اردیبهشت ماه خبر مذاکره او با ملک «عبدالله بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان در ریاض روی خروجی خبرگزاری ها رفت. بعدها «محمدعلی ابطحی» پس از بازداشت شدن به دلیل نقش داشتن در حوادث پس از انتخابات، از «انتخاباتی» بودن این سفر سخن گفت. ابطحی همچنین خبر داد که در این سفر یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس مبلغی را به عنوان کمک به برنامه تبلیغاتی اصلاح طلبان اختصاص داده است. از دیگر سو، «ناصر قره باغی» نیز در مناظره ای که پس از انتخابات با «اکبر اعلمی» داشت، هدف این سفر را جمع آوری اعانه برای مخارج تبلیغاتی موسوی عنوان کرد3.
یکی از شاخصه های سازمان عملیات انقلاب رنگی، بزرگنمایی ضعف های کاندیدای رقیب و نیز بحرانی نشان دادن شرایط کشور در نتیجه روی کار آمدن جناح رقیب است. یکی از کار ویژه های خاتمی در ارتباط با انتخابات دهم، همین ناگوار جلوه دادن اوضاع در نتیجه ریاست جمهوری احمدی نژاد و پیش بینی تداوم بحران در صورت پیروزی مجدد او بود. خاتمی در این چارچوب، بارها در مراسم تبلیغاتی میرحسین موسوی حضور یافت و ضمن تمجید از او انتقادات تندی از دولت نهم و وضع موجود کشور کرد.
خاتمی می گفت: «امیدوارم همه بزرگان و شخصیت ها به این نتیجه برسند که راه و روشی که امروز هست، نه به نفع انقلاب است نه به نفع اسلام و نه به نفع مردم». اما شاید بتوان شدیدترین و مهم ترین انتقادات خاتمی به دولت نهم و شخص احمدی نژاد را سخنان او در دیدار با «نمایندگان ائتلاف مردمی حامیان میرحسین موسوی» دانست. او در این دیدار شعارهای دولت احمدی نژاد را انحراف از ارزش ها، عدالت، اخلاق و راه انقلاب و امام(ره) تفسیر کرد.
خاتمی در ادامه صحبت های خود در مورد میرحسین موسوی نیز گفت: «همه ما علاقمند به حضور ایشان در عرصه بودیم؛ ایشان با آن زهد، گذشت و نجابتی که داشتند، احساس می کردند دیگران هستند و نمی خواستند به عرصه بیایند؛ اما حالا به درستی احساس کرده اند که وظیفه دارند به عرصه بیایند؛ ما هم این را مبارک می دانیم و گرامی می داریم».4
نقش دیگر خاتمی، حضور فعال در پروژه تشکیک در سلامت انتخابات است که بخشی از آن با تشکیل «کمیته صیانت از آرا» دنبال شد. کمیته صیانت از آرا، ساز و کاری بود که جریان اصلاحات برای آنچه نظارت بر انتخابات عنوان می کرد، تشکیل داد و علی اکبر محتشمی پور بر راس آن قرار گرفت؛ کمیته ای که از نظر شورای نگهبان «غیرقانونی» بود. پس از مطرح شدن نام این کمیته از سوی چهره های اصلاح طلب، سیدمحمد خاتمی و میرحسین موسوی در دیداری که در دفتر موسوی انجام شد، رایزنی هایی را درباره تشکیل کمیته صیانت انجام دادند5 و پس از آن، چهره های اصلاح طلب درباره چگونگی فعالیت و مشروعیت آن در رسانه های مختلف سخن گفتند.6 مواضع مرتبط اصلاح طلبان با کمیته صیانت از آرا عمدتاً تأکید بر «کم و زیاد کردن رأی مردم» در مواقعی چون «شب انتخابات بود». از جمله «عبدالواحد موسوی لاری» وزیر کشور خاتمی در دوران اصلاحات، با تأکید بر اینکه موسوی دغدغه صیانت از آرا را دارد، خاطرنشان کرد: «صیانت از آرا یک اصل اساسی است. هیچ کس حق کم و زیاد کردن آرای مردم را ندارد».7 فاطمه کروبی (همسر مهدی کروبی) نیز در این رابطه به خبرگزاری فارس گفت: «شب انتخابات همه ما و ملت بیدار خواهیم بود».8 کروبی به سخنان همسر خود در انتخابات نهم ریاست جمهوری اشاره داشت که گفته بود وقتی شب انتخابات خوابیدم، آرا به ضرر من تغییر کرد.
اینها همه در حالی بود که با بالا گرفتن موج ایجاد شبهه در سلامت انتخابات در فروردین و اردیبهشت 88، رهبر معظم انقلاب اسلامی صراحتاً از شبهه افکنی در سلامت انتخابات انتقاد کرده بودند. آیت الله خامنه ای فرمودند: «کسانی که با ملت ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند. مرتب تکرار نکنند که آقا این انتخابات سالم نیست؛ انتخابات، انتخابات نیست. چرا دروغ می گویند؟ چرا بی انصافی می کنند؟»9
خاتمی اما سه روز پس از سخنان رهبری موضعی متفاوت گرفت، درباره بحث های اصلاح طلبان پیرامون «آزادی انتخابات» و «نگرانی های اصلاح طلبان درباره سلامت انتخابات» توضیحات صریحی داد و گفت منظور از این سخنان به هیچ وجه «تقلب در انتخابات و جابجا کردن آرا» نیست. اردیبهشت ماه 88 او در جمع معلمانی که به دیدارش رفته بودند گفت: «نگرانی ما از برگزاری انتخابات، بالضروره به معنای ریختن رأی باطله به نام فردی خاص یا نخواندن آراء نامزدی دیگر نیست. اگرچه در همه جای دنیا ممکن است این مسائل پیش بیاید. مراد ما از این ابراز نگرانی این است که اگر کسانی پیدا شوند که احساس وظیفه کنند تا برخلاف خواست مردم و برای اینکه به گمان خویش در پیشگاه خداوند سربلند باشند مانع از حضور مردم یا تأثیر آراء مردم شوند، دست اندرکاران انتخابات باید از تک تک آراء مردم در مقابل این افراد صیانت کنند.
مراد ما از آزادی انتخابات بیشتر به قبل از انتخابات برمی گردد تا مرحله شمارش آراء.10
البته او در ادامه سخنان خود اشاره ای تلویحی نیز به کمیته صیانت از آراء کرد و خواستار حضور اعضای این کمیته در پای صندوق های رای شد: «البته موضوعات مهم دیگری هم هست. افرادی که در محل صندوق ها حضور دارند هم نقش تعیین کننده ای خواهند داشت و مسلماً باید انسان های بی طرفی باشند و ما تردید داریم در همه صندوق ها امکان حضور افراد بی طرفی مهیا باشد.»11
پس از بالا گرفتن بحث صیانت از آرا و با توجه به حضور خاتمی در جلسات مرتبط با تشکیل و سازماندهی آن، هفته نامه آمریکایی «نیوزویک» سراغ خاتمی را گرفت و در مصاحبه با او این پرسش را مطرح کرد که «آیا احتمال تقلب در انتخابات ایران وجود دارد؟». خاتمی پاسخی صریح به نیوزویک داد: «فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تأثیرگذار باشد... من خودم در دوران مسئولیت ریاست جمهوری چندین انتخابات را برگزار کردم. اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایج آن انتخابی که مردم در آن نقش دارند، متفاوت و ناچیز است».12
خاتمی اما یک نقش زیربنایی نیز در رابطه با پروژه کودتای رنگی داشت و آن ارتباط نزدیک با «جرج سوروس» حامی مالی- تبلیغاتی و در یک کلام چهره نام آشنای این دست کودتاها بود. در فصل آتی به تفصیل درباره این ارتباط سخن خواهیم گفت، اما عجالتا درباره سوروس این نکته را به یاد بیاوریم که وی حامی اصلی مالی- تبلیغاتی انقلاب های رنگی در بلوک شرق و کشورهای اروپای شرقی بوده است و اساسا شهرتش به حمایت از جریان های برانداز در کشورهایی است که نظام سیاسی همسو با آمریکا ندارند. براساس سندی که روزنامه کیهان در مرداد 88 منتشر کرد و بعدها در اعترافات «یحیی کیان تاجبخش» از متهمان دستگیر شده در ارتباط با حوادث پس از انتخابات دهم نیز به آن اشاره شد، خاتمی از سال 1385 با این غول ثروت و رسانه «ارتباط مستمر» داشته است.
تاجبخش می گوید: «اگر ما یکی از اولین نمونه های براندازی را ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از 1376 بدانیم می توانیم نهایت آن را ملاقات مستقیم خاتمی همراه ]محمدجواد ظریف[ با جرج سوروس در نیویورک در سال 1385 دانست که این یک ارتباط مستمر بوده و ادامه داشته است».13 بعدها یک «مقام آگاه امنیتی» نیز در پاسخ به این سؤال روزنامه همشهری که «ملاقات سیدمحمد خاتمی با سوروس قطعی است؟»، تصریح کرد: «بله قطعی است. بعضی از اصلاح طلبان از مدت ها قبل با سوروس ارتباط داشته اند. باند نیویورک(که حلقه واسط جریان برانداز با غرب محسوب می شود و متشکل از تعدادی عناصر جریان اپوزیسیون برانداز است) به طور مرتب در آمریکا بوده اند و با امثال سوروس ارتباط داشته اند، اما کسانی هم از داخل از همان سال 75-74 رفتند و با او ارتباط گرفتند». 14
طبیعی است که ارتباط خاتمی با سوروس باید در چارچوب جنس فعالیت های براندازانه سوروس دیده و تحلیل شود. کنار هم گذاشتن وجود این ارتباط و این حقیقت که جریان اصلاحات در پی عملیاتی کردن یکی از همان انقلاب های رنگی در ایران بود که جرج سوروس در پس پرده آنها قرار داشت، دیدارهای خاتمی با وی را بسیار معنادار می کند و این معنا جز دیده شدن رد پای سوروس در فتنه 88 آن هم با واسطه خاتمی نیست. اگر یک گزاره خبری را نیز به این معادله اضافه کنیم که برپایه اسناد معتبر دشمنان جمهوری اسلامی از جمله «جرج سوروس» از جریان فتنه 88 حمایت مالی کرده اند، آنگاه ارتباط سه ضلع خاتمی، سوروس و فتنه معنادارتر خواهد بود.
آخرین نقشی که قبل از برگزاری انتخابات برای سیدمحمد خاتمی تعریف شد، نقشی بود که خاتمی مدعی است از آن خبر نداشته است! نظریه «اصلاحات خون می خواهد» سعید حجاریان در این مقطع زمانی در طرحی برای ترور خاتمی تجلی یافت. براندازان با بمب گذاری در هواپیمای حامل خاتمی براساس الگوی «قهرمان سازی» و ترورهای سفید که در کودتای نارنجی اوکراین آزمایش شده بود، قصد ایجاد بحرانی تازه داشتند که با لطف پروردگار و درایت تیم حفاظت پرواز، این طرح عقیم ماند. از نگاه جریان برانداز، خاتمی باید ترور می شد و چه زنده می ماند و چه نه، پیراهن خونینش نیز علم می شد تا آخرین نقش خود را در سکولاریزه کردن ایران اسلامی ایفا کند. فتنه گران در این مسیر، به چنین قهرمانی نیاز داشتند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-روزنامه کیهان 31/1/1388
2-خبرگزاری جمهوری اسلامی، 8/2/1388
3-خبرگزاری فارس، 28/7/1388
4- همان
5- روزنامه آفتاب یزد، 29/1/1388
6- برای نمونه ن.ک. به سخنان محتشمی پور (آفتاب یزد 2/3/1388) و سخنان موسوی لاری (آفتاب یزد 11/3/1388)
7- مطالبات غیرقانونی. تهران: مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، .1388
8- همان
9- کیهان، 10/2/1388
10- سایت رسمی خاتمی، 12/2/1388
11- همان
12- روزنامه ایران، 31/2/1388
13- خبرگزاری فارس، 3/6/1388
14- روزنامه همشهری، ویژه نامه سالگرد انتخابات دهم ریاست جمهوری، خرداد 1389