با روشنگری های رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه روز 29خرداد، بخش عظیمی از بدنه اجتماعی اعتراضات ریزش کرد، اما موسوی بر ادامه آشوبهای خیابانی اصرار ورزید. در این میان، مقامات سیاسی غربی نیز رسما وارد میدان شده و از آشوب ها حمایت کردند؛ به طوری که رسانه های این کشورها از جمله بی بی سی و صدای آمریکا هدایت شورش های خیابانی را به عهده گرفتند. خاتمی اما در واکنش به اسناد و مطالبی که در رسانه ها درباره دخالت بیگانگان در انتخابات منتشر شد، طی بیانیه ای به مناسبت تظاهرات حامیان موسوی در شنبه سی ام خرداد، «انتساب حرکت سالم مردم به بیگانگان» را «جلوه ای از سیاست های نادرست» دانست. 1 به یاد بیاورید تعریف خاتمی از «آمریکایی بودن» در دهه 60 و در پاسخ به بازرگان را که صریحا نوشته بود «مراد از آمریکایی بودن، نحوه ای از دید و بینش است که به سادگی ابزار دست سیاست های توسعه طلبانه آمریکا می شود.»

روزنامه کیهان 11/11/1389


تلاش خاتمی برای تبرئه جریان برانداز از همراهی و وابستگی به دشمنان خارجی جمهوری اسلامی در حالی بود که برخی نشریات و حتی مقامات غربی صراحتا به حمایت کشورهای غربی از کودتای سبز اذعان می کردند؛ از جمله «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در موردی گفت: «موسوی به منشأ الهام بخش آن دسته از هموطنان خود تبدیل شده است که خواهان گشایش به سوی غرب هستند. حق آزادی بیان و تجمع که مردم ایران خواهان آنند آرزوها و آرمان های جهان شمول هستند.» 2 این نخستین بار بود که یک رئیس جمهور آمریکایی از یک کاندیدای انتخابات ایران نام برده و از او حمایت می کرد. رفتارهای این چنینی مقامات غربی باعث شد بعدها نشریه «فارین پالیسی» در گزارشی توصیه کند که دولت آمریکا باید به حمایت از جنبش سبز ایران در پشت صحنه و نه آشکارا ادامه دهد3.
اصلاح طلبان فرصت پیش آمده پس از انتخابات را بهترین زمان برای براندازی نظام دانسته و با تمام موجودیت خود وارد یک بازی مرگ و زندگی سیاسی شده بودند؛ لذا حاضر به ترک میدان نشدند و هر دست ناپاکی را هم که برای همکاری و همدلی به سویشان دراز شد، صمیمانه فشردند. موسوی دست از ادعاهای خود برنداشت و به توصیه ها برای پیگیری مطالبات خود از طریق مراجع قانونی نیز وقعی ننهاد، حتی پیشنهاد بازشماری آرا نیز او را قانع نکرد و در نامه ای به شورای نگهبان، باز با پیروی از الگوی انقلاب های رنگی، کف مطالبات خود را «ابطال انتخابات» عنوان نمود. 4 گفتنی است تن ندادن به قانون یکی از توصیه های اکید تئوریسین های کودتای مخملی نظیر جین شارپ و هلوی است. چرا که در این صورت دروغ بودن ادعای تقلب برملا می شود.
آنچه از سیدمحمد خاتمی علنی می شد، توصیه هایی «پدرانه» و از موضع بالا بود، اما بسیار بودند شخصیت هایی که از نقش پس پرده او باخبر بودند؛ بسیار بودند کسانی که می دانستند خاتمی در خفا چه می گوید، با چه کسی تماس می گیرد، با کدامین شخصیت ها جلسه می گذارد و نقشش در پروژه «کودتای سبز» چیست. این بود که سرانجام، هیئت منتخبی از سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که در رابطه با حوادث پس از انتخابات برای جویا شدن نظر مراجع و شخصیت های موثر نظام و نیز ارائه اطلاعات لازم به آنان درباره انتخابات به دیدار آنان می رفت، در تاریخ 8/4/88 به دیدار خاتمی رفت تا بلکه بتواند او را در معرض حقایق قرار داده و از مواضع رادیکال دورش کند، اما موفق نشد. خاتمی در این دیدار دغدغه خود را لطمه خوردن به اعتماد عمومی دانست و راهکاری که برای حل این مسئله ارائه داد، تشکیل یک هیئت بی طرف بود. 5 هدف خاتمی در اینجا از ارائه پیشنهاد تشکیل «هیئت بی طرف»، در حقیقت دور زدن قانون اساسی و رهبری، و بی اعتبار کردن نهادهای قانونی از جمله شورای نگهبان و وزارت کشور بود؛ این نظریه بعدها در قالب طرح «رفراندوم» از سوی خاتمی ارائه شد و نشان داد که او هنوز نقشه ابطال انتخابات را در سر دارد.
وقتی خاتمی طرح رفراندوم را داد، مدیر مسئول کیهان در نکته ای نوشت «آیا این طرح شماست یا نظریه مایکل لدین». خاتمی سکوت کرد ولی مایکل لدین در مصاحبه با واشنگتن تایمز پاسخ شریعتمداری را داد و به طور تلویحی نظر کیهان را تایید کرد6.
چند ماه بعد رسانه ها از قول خاتمی نوشتند که وی در دیدار با یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است «به موسوی و کروبی گفتم قبل از آن که آقا به نمازجمعه تشریف ببرند شما مطالب تان را بنویسید و به آقا بدهید و اگر به انتخابات اعتراض دارید، بگویید تخلف شده اما شما تعیین تکلیف کنید و ما نظر شما را می پذیریم. من به آنها گفتم این کار به نفعتان است ولی متاسفانه این کار را نکردند.» 7
البته این سخنان خاتمی با بیانیه ای که وی پس از سخنان رهبری در نمازجمعه صادر کرد و نسبت به مواضع ایشان معترض شد، در تناقض آشکار بود. از همین جا مشخص شد که «سیدمحمد خاتمی» قصد دارد ادامه راه را با «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» ادامه دهد تا بتواند هم خود را به ظاهر در چارچوب نظام حفظ کند و هم جایی در میان یاران رنگی خود داشته باشد تا ببیند سرانجام کار چه می شود.
رئیس دولت اصلاحات در تیرماه 88 دیداری هم با خانواده های دستگیرشدگان در ناآرامی های پس از انتخابات داشت که در این ملاقات از واژه «شهید» برای توصیف کشته شدگان در این ناآرامی های ناشی از ادعای دروغ موسوی استفاده کرد و گفت: «متاسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تامین حقوق مسلم مردم تلاش کردید.»8
دستگیرشدگان پس از انتخابات البته به اغتشاشگران کف خیابانها محدود نمی شدند. برخی فعالان سیاسی اصلاح طلب نیز به سبب اقدامات ضد امنیتی خود روانه بازداشتگاه گشتند. این افراد در ستاد مرکزی فرماندهی و عملیات فتنه، از جمله ستاد قیطریه، مشغول طراحی فازها و مراحل کودتا، سازماندهی تجمعات و شبکه های اجتماعی بودند که با دستگیری شان، فضا رو به آرامش گذاشت. اواسط تیرماه بود که رسانه ها خبر از پخش اعترافات این فتنه گران در آینده نزدیک دادند. اما خاتمی و همفکرانش با علم به اینکه در اعترافات احتمالی بازداشت شدگان چه حقایق تکان دهنده ای علیه آنها و ماهیت اصلاح طلبان فاش خواهد شد، دست به قلم بردند و نامه ای خطاب به مراجع نوشتند. خاتمی به همراه موسوی، کروبی و 65 شخصیت دیگر که اسامی محمد سلامتی، محمدرضا تاجیک، عباس عبدی، سیدهاشم آغاجری، محمدعلی نجفی و فرشاد مؤمنی در میان آنها دیده می شد، نامه ای خطاب به مراجع تقلید نوشت که در آن بدون اشاره به علت دستگیرشدن بازداشت شدگان، آمده بود: «همانگونه که استحضار دارید، همزمان با اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، موج وسیعی از دستگیری ها از میان فعالان ستادهای انتخاباتی نامزدهای غیردولتی و شهروندانی که در راهپیمایی های مسالمت آمیز شرکت جسته بودند آغاز شد.» 9
در این نامه به پخش اعترافات بازداشت شدگان پس از انتخابات اشاره شد و آمده بود: «دستگاههای تبلیغاتی دولتی و به ویژه صداوسیما... با پخش اعتراف های نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد.»
در پایان نامه مذکور از مراجع تقلید خواسته شده بود روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی بازگردد! و توضیح داده نشده بود که مگر رسیدگی به اتهامات در مراجع قانونی و با استناد به اسناد غیرقابل انکار صورت نگرفته است؟! این نامه هدف دیگری را نیز دنبال می کرد و آن تلاش برای ایجاد شکاف میان مرجعیت و نظام در درجه اول، و تبدیل این شکاف به تضاد در درجه دوم بود. تصور کودتاگران این بود که اگر موفق به یارکشی از میان مراجع شوند، که نشدند، ادامه راه تقابل با نظام آسانتر خواهد بود!
خاتمی در ادامه فعالیت های خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات، یک بار خواستار تحقیق و تفحص مجلس از انتخابات شد10 و یک بار دیگر با طرح پروژه آمریکایی «رفراندوم»، برگزاری یک «همه پرسی» را راه برون رفت از شرایط موجود دانست. 11 که همانگونه که پیشتر اشاره شد «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه کیهان فاش کرد که این پیشنهاد، همان دستورالعمل «مایکل لدین» دستیار ویژه وزیر دفاع وقت آمریکا است. از نظر یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی نیز بحث رفراندوم در حقیقت همان بحث ابطال انتخابات بود که موسوی پیش از آن مطرح کرده بود. حکایت تاریخ، حکایت جالبی است. می توان سرمقاله های خاتمی علیه طرح رفراندوم پیشنهادی بنی صدر را از دل صفحات روزنامه کیهان در ابتدای دهه 1360 بیرون کشید و در مقابل «خاتمی 88» قرار داد تا بلکه به انحراف خود اعتراف کند، اما دریغ که او نه تنها به انحراف خود اذعان نمی کرد، بلکه وقتی کلام امام خمینی(ره) از رسانه ها پخش می شد تا راهگشا و راهنمای پیروانش شود، داد خاتمی در می آمد که «چه چهره ناپسندی که از امام نشان داده نشد!»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سایت رسمی خاتمی، 31/3/1388
2-شبکه ایران، 4/6/1388
3-خبرگزاری فارس 7/10/1388
4-بی بی سی فارسی، 6/4/1388
5-سایت رسمی خاتمی، 8/4/1388
6-خبرگزاری فارس، 8/4/1388
7-روزنامه کیهان، /11/1388
8-سایت رسمی خاتمی، 10/4/1388
9-همان، 15/4/1388
10-سایت رسمی خاتمی، 7/5/1388
11-همان، 28/4/1388