وقتی موعد پخش اعترافات بازداشت شدگان مرتبط با فتنه فرا رسید، «محمدعلی ابطحی» عضو مجمع روحانیون مبارز پشت تریبون دادگاه رفت و هر آنچه خاتمی در این مدت کوشیده بود پوشیده بدارد، عیان ساخت. او رفتارهای میرحسین موسوی و محمد خاتمی را عامل اغتشاشات پس از انتخابات عنوان کرد. ابطحی در ادامه صحبت هایش از یک مثلث حامی تقلب سخن به میان آورد که اضلاع آن را خاتمی، هاشمی رفسنجانی و موسوی تشکیل می دادند. او گفت: «خاتمی فضای جامعه را می شناخت، وی اقتدار نظامی، انتظامی و مقام معظم رهبری که در جایگاه والایی قرار دارند را می شناخت و با توجه به اینکه وی نسبت به این موضوعات شناخت داشت، این یک نوع خیانت است که از موسوی در موضوع تقلب حمایت کرد... پس از انتخابات در جلسه مشترکی هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند و بنده نمی دانم که این تنها نگذاشتن و یاری کردن یکدیگر پس از 11میلیون فاصله رای برای چه بود.» 1

روزنامه کیهان 12/11/1389


خاتمی بلافاصله در واکنش به سخنان ابطحی، با نمایشی خواندن دادگاه متهمان، اعترافات مطرح شده را فاقد اعتبار عنوان کرد. 2
دو روز بعد از این رویداد، روزنامه الجزیره چاپ عربستان سعودی در گزارشی نوشت: «اعترافات اخیر محمدعلی ابطحی از چهره های شاخص جریان اصلاحات و از دستگیرشدگان حوادث اخیر تهران، سیدمحمد خاتمی را به فکر پناهنده شدن به یک کشور اروپایی انداخته است. خاتمی قصد دارد با هدف تشکیل جبهه ای متشکل از جریان های سیاسی مخالف دولت و حکومت ایران به زودی راهی یکی از کشورهای اروپایی شود.» 3
اگرچه خاتمی واکنشی به این گزارش که در رسانه های داخلی نیز منعکس شد نداد، اما ماهها بعد خبرگزاری فارس از ممنوع الخروج بودن خاتمی خبر داد که یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس این خبر را بعید ندانست و در عین حال خواستار ممنوع الخروج شدن خاتمی شد. 4 (پاییز 88 وقتی همسر و فرزندان خاتمی از ایران و آمریکا و انگلیس در ترکیه گردهم آمدند و از خاتمی در آن جمع خبری نشد، شایعه ممنوع الخروج بودن خاتمی مهر تایید خورد).
اواخر مردادماه 1388 «رضا پهلوی» (فرزند شاه مخلوع ایران) که با هفته نامه آلمانی اشپیگل گفت وگو می کرد، از اینکه خاتمی و هاشمی در مسیر درست حرکت می کنند، ابراز خوشحالی کرد و گفت: «من امیدوارم که آنها به شکل صریح تری انتقادات خود را نه تنها نسبت به تصمیمات رهبری، بلکه به تمام نظام ابراز کنند. به عنوان مخالف سیاسی رژیم روحانیون در ایران فعال بوده و با اصلاح طلبان و معترضین در تماس هستم.» 5 خاتمی واکنشی نسبت به این مصاحبه نشان نداد و سکوت کرد تا نشان دهد حتی با خاندان پهلوی نیز حاضر به مرزبندی نیست.
افشاگری های دلسوزان درباره اهداف پشت پرده مدعیان تقلب و همچنین روشنگری سیستم انتخاباتی درباره رای گیری 22 خرداد، رفته رفته کسانی را که به میرحسین رای داده و ادعای دروغ او درباره تقلب را پذیرفته بودند، قانع کرد که این ادعا دروغ بوده است. همین اقناع عمومی و ریزش بدنه جریان فتنه باعث شد ستاد انقلاب مخملی در پیشبرد یکی از بنیادی ترین ضرورت های کودتای مخملی یعنی حفظ حامیان در کف خیابانها ناکام بماند. شهریورماه 88 سردار جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، طی سخنانی به نقش خاتمی در حوادث پس از انتخابات پرداخت و گفت: آقای ابطحی در اعترافات خود می گوید: خاتمی و ]ابوالفضل[ فاتح و مهدی هاشمی رفسنجانی می گفتند که «برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخابات گذشته فرق می کند. در این صورت جریان اصولگرا و رهبر دیگر نمی توانند سرشان را بلند کنند و این معنای یکسره کردن کار است.» یعنی رسیدن به یک نظام با ولایت فقیه بسیار ضعیف شده یا بدون ولایت فقیه جا بیفتد. اعتراضات در انتخابات کاملا برنامه ریزی شده بود.
سردار جعفری در بخش دیگری از سخنرانی خود به سخنان منتشر نشده خاتمی در بهمن 87 اشاره کرد که می گوید: «اگر در این انتخابات ]دهم[ احمدی نژاد سقوط کند، عملا رهبری حذف می شود، اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره به قوه اجرایی بازگردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایی به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می شود و با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.» 6 خاتمی در واکنش به سخنان سردار جعفری بدون تکذیب سخنانی که جعفری به او نسبت داده بود، گفت: «عده ای برای مقابله با لیبرالیسم به فاشیسم پناه می برند.» 7
البته مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای به یک تکذیب کلی اکتفاء کرد و فرمانده سپاه را به گفتن «دروغی بزرگ» در مورد محمد خاتمی متهم ساخت و از «مدعی العموم» خواست تا عکس العمل مناسبی به این «اتهام و دروغ پردازی» نشان دهد؛ اما نه مجمع و نه شخص خاتمی هیچ گاه رسماً حاضر به طرح شکایت از سردار جعفری نشدند! چرا که می دانستند فرمانده سپاه اسناد سخنانش را با خود به دادگاه می آورد و باعث بی آبرویی بیش از پیش خاتمی و افشای زوایای جدیدی از پروژه کودتای مخملی خواهد شد.
15 مهر ماه پس از آزادی «سعید حجاریان» از زندان، خاتمی به دیدار او رفت که برخی تحلیلگران سیاسی هدف از این دیدار را اعمال فشار بر حجاریان برای پس گرفتن اعترافات خود مبنی بر پروژه القای تقلب تفسیر کردند. اما به هر صورت، رسانه ها خبری درباره حرفی که حجاریان متناقض با اعترافات خود زده باشد، منتشر نکردند. محمدعلی ابطحی نیز پس از خروج از زندان از اعترافات خود عقب نشینی نکرد. خاتمی وقتی در آذر ماه 88 به دیدار او رفت، از ابطحی این سخنان را شنید که «نباید از فرض محال تقلب سخن می راندیم.»8
در فاصله مهر ماه 88 تا نهم دی ماه 88 که اعتراضات هواداران موسوی به طور پراکنده ادامه داشت و هر روز کاهش می یافت، موسوی به مناسبت های مختلف با صدور بیانیه بر ادامه راهی که آغاز کرده بود، پافشاری می کرد. در این مدت، حوادث بسیاری رخ داد که خاتمی درباره اکثر آنها موضع خاصی نگرفت. در این دوره، حامیان موسوی مسجد لولاگر واقع در خیابان آذربایجان تهران را به آتش کشیدند تا نشان دهند با چه چیزی مشکل دارند و در پی چه هستند، اما ماجرا به اینجا ختم نشد و افراطیون در تجمعات غیرقانونی که برگزار می کردند، سراغ مبانی جمهوری اسلامی نیز رفتند و با شعار «جمهوری ایرانی» در مقابل «جمهوری اسلامی» خواسته خود را در حذف اسلام از نظام سیاسی ایران علنی کردند. اهانت به عکس امام خمینی(ره)، روزه خواری علنی در نمازجمعه قبل از روز قدس به امامت هاشمی رفسنجانی نیز از دیگر تحرکات ساختارشکنانه عوامل فتنه 88 بود. خاتمی ترجیح داد در برابر همه این رویدادها سکوت اختیار کند و بیانیه ای در محکومیت اهانت به مقدسات و مسلمات دین اسلام صادر نکرد!
این دست ساختارشکنی ها باعث شد رفته رفته ماهیت گروهک موسوم به «جنبش سبز» برای مردم روشن شود و در نتیجه، ضمن اینکه تجمعات هواداران موسوی به جمع های چند ده نفری تقلیل یافت، برخی از چهره های مطرحی که در جریان انتخابات از موسوی حمایت کرده بودند، در مقابل او ایستادند و موضع گیری کردند. صبر مردم دیگر از ظلمی که موسوی و حامیانش در حق ایران و اسلام روا می داشتند به سر آمده بود، تا اینکه ظهر عاشورای 88 فرا رسید و جمعی دیگر از اراذل و اوباش که خود را جنبش سبز می نامیدند، از فرصت غیبت مردم به دلیل حضور در مراسم عزاداری اباعبدالله بهره جسته و با حضور در خیابان ها، شروع به تخریب اموال عمومی کردند. آنان سوت و کف زنان و با سر دادن شعارهایی چون «مرگ بر جمهوری اسلامی»، «مرگ بر ولایت فقیه»، «یا حسین، میرحسین» و... به عزاداران حسینی نیز که در حال اقامه نماز ظهر عاشورا بودند، حمله ور شده و به سوی نمازگزاران سنگ پراکنی کردند. همین اهانت ها باعث شد مردم ابتدا روز هفتم دی در شهر قم و سپس روز نهم دی در سراسر کشور به صورت خودجوش به خیابان ها آمدند، علیه فتنه گران موسوم به جنبش سبز شعار دادند و ضمن تجدید بیعت با رهبر و نظام اسلامی، خواستار محاکمه سران فتنه شدند. در این راهپیمایی ده ها میلیونی، بسیار بودند کسانی که با شهامت در مقابل دوربین رسانه ها قرار گرفته و گفتند که به موسوی رای داده اند، اما حال به ماهیت این جریان پی برده و علیه فتنه سبز به خیابان آمده اند. حماسه بی نظیر 9 دی با حضور چند ده میلیونی مردم، میخ آخر به تابوت فتنه 88 بود.
با برگزاری این راهپیمایی مردمی در حمایت از نظام، تقریباً این نکته برای همه جریان های سیاسی و اجتماعی روشن شد که جنبش موسوم به سبز به سبب ماهیت ضد دینی و عملکرد انحرافی خود کاملاً از عرصه سیاسی- اجتماعی ایران حذف شده است؛ تا جایی که روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» به صراحت نوشت: «با به حاشیه رانده شدن میرحسین موسوی چه کسی قرار است جنبش را رهبری کند؟ شکی نیست که اکبر هاشمی رفسنجانی چنین نقشی را ایفا نخواهد کرد. البته او یک سیاستمدار زبردست است، اما آقای رفسنجانی در سال2005 در رقابت با محمود احمدی نژاد برای مقام ریاست جمهوری شکست خورد و برای ساقط کردن نظامی که خود او از بنیانگذاران آن است هیچ علاقه ای ندارد. محمد خاتمی نیز نخواهد توانست چنین حرکتی را رهبری کند.»9
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- سایت رسمی خاتمی، 10/5/1388
2- همان، 10/5/1388
3- خبرگزاری جمهوری اسلامی، 12/5/1388
4- همان، 13/5/1388 (جواد کریمی)
5- خبرگزاری فارس به نقل از اشپیگل، 24/5/1388
6- پایگاه خبری تحلیلی سحر، 11/6/1388
7- روزنامه سرمایه، 14/6/1388
8- خبرگزاری فارس، 16/9/1388
9- نیویورک تایمز، 6/1/2010