احزاب و جریان های سیاسی در هر کشوری، به گروهی از افراد اطلاق می شود که با دیدگاه های متفاوت، اغلب راهکارهای مختلفی برای اداره و پیشبرد اهداف نظام سیاسی آن کشور ارائه می کنند. اما فصل مشترک همه این احزاب و گروه های سیاسی این است که در خدمت اهداف بلندمدت و ارزش های بنیادین کشور خود هستند. به عنوان مثال، نظام سیاسی آمریکا مبتنی بر «دموکراسی» مورد ادعای این نظام است و این دموکراسی به گونه ای ماهیت نظام سیاسی آمریکا را تشکیل می دهد؛ یا هدف بلندمدت آمریکا ایجاد جهان تک قطبی و حکومت بر دنیاست. رفتار دو حزب سیاسی موجود در آمریکا در قبال این دو «ارزش» و «هدف» کاملا مشهود است. تاریخ به یاد ندارد که سران، رهبر، یا سخنگوی یکی از این احزاب، ماهیت نظام سیاسی آمریکا را زیر سؤال برده و از ارزش هایی خارج از این چارچوب دم بزند. وقتی هدف آمریکا تسلط بر جهان است، دموکرات ها و جمهوریخواهان، شاید راهکارهای متفاوتی برای این هدف ارائه کنند، اما خیال حکومت بر جهان را از ذهن خود خارج نمی کنند.

روزنامه کیهان 86/07/01

 


سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران نمونه خوبی برای این مورد است. «کنت تیمرمن» عضو ارشد سازمان جاسوسی آمریکا در بهمن سال 79 اعلام کرد، «اصل جمهوری اسلامی منافع آمریکا را تهدید می کند، پس باید برای تغییر ماهیت و جوهره آن کوشید که نتیجه این تغییر ماهیت با سرنگونی یکی است.»پس از پیروزی انقلاب اسلامی، محافل قدرت در آمریکا هم چهره های دموکرات ، و هم چهره های جمهوریخواه را به خود دیده است، اما هیچ گاه «هدف» براندازی نظام جمهوری اسلامی، از لیست «ارزش ها» و «اهداف» احزاب و نظام سیاسی آمریکا خارج نشده است.در ماده یک از فصل اول قانون فعالیت احزاب جمهوری اسلامی ایران نیز، حزب، جمعیت، انجمن، سازمان سیاسی و امثال آنها تشکیلاتی تعریف شده است که دارای مرامنامه و اساسنامه بوده و توسط گروهی از افراد «معتقد به آرمان ها و مشی سیاسی معین» تاسیس شده و اهداف، برنامه ها و رفتار آنها به گونه ای با اصول اداره کشور و «خط مشی نظام جمهوری اسلامی ایران» هماهنگ است.
حال باید پرسید، آیا همه فعالیت های احزاب و جریان های سیاسی موجود در کشور ما، طبق این قانون، یا حداقل طبق آنچه که در نظام های سیاسی دنیا مرسوم است! صورت می گیرد؟
تحلیل و بررسی کارکرد برخی احزاب و جریان های سیاسی موجود در کشور نشان می دهد که این گروه ها در بسیاری از موارد پا را از کارکرد یک حزب فراتر گذاشته اند. یعنی از حیطه سیاستگذاری در چارچوب نظام -که مربوط به آنان است- خارج شده و نه تنها اصول و «خط مشی» نظام سیاسی کشور را دنبال نکرده اند، بلکه در جهت مخالف اهداف و ارزش های جمهوری اسلامی حرکت کرده اند.ماحصل انقلاب بزرگ ملت ایران در سال 1357 نظامی حکومتی است که بر پایه آموزه های اسلامی و دینی استوار است. هدف نهایی این نظام نیز همانگونه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است، جاری کردن آموزه های الهی در کشور و تامین قسط، عدل، استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی است.اما متاسفانه گاه دیده می شود احزابی که باید در چارچوب این نظام فعالیت کرده و راهکارهای سازنده ای برای نیل به اهداف اسلامی کشور ارائه کنند، ساز دیگری می زنند.نگاه برون دینی به مسائل انقلاب و نظام که ریشه در دیدگاه لیبرالیستی دارد، عدم اعتقاد و پایبندی به بنیان های فکری نظام و حتی گاها زیر سؤال بردن آنها، انکار اصل نظام و بعضا تردید در احکام و مسلمات دین و... شاخصه حیات سیاسی برخی جریان ها بوده است. این امر به وضوح در سخنان و نوشته های این افراد و گروه ها دیده می شود؛ تا جایی که به قول آن دوست بزرگوار، کارکرد برخی «روزنامه ها» به «شب نامه» تغییر یافته و اصل نظام را نشانه رفته است!تردیدی نیست که در هر کشوری ممکن است گروهی هرچند اندک به مخالفت با اصول و ارزش های نظام حاکم برخاسته و منافع خویش را دنبال کنند. اما باید توجه داشت که این گروه ها نه حزب و جریان سیاسی -که در چارچوب قانون اساسی و نظام فعالیت می کنند- بلکه جریان های اپوزیسیونی هستند که هدف براندازی و استحاله از درون را دنبال می کنند... و نگاه به آنها نباید با نگاه به یک «حزب، جمعیت، انجمن، سازمان سیاسی و...» یکی باش