در علم زبانشناسی اصطلاحی وجود دارد به نام «قلب معنی» (‌Semantic Shift) که برای تبیین فرآیند تغییر معنای یک واژه یا عبارت در طول زمان به کار می رود. بعضی اوقات سطح این تغییر معنی به اندازه ای است که معنی دوم اساسا به ضد معنی نخست آن عبارت بدل می شود. به عنوان مثال واژه Egregious که زمانی در معنای یک چیز «بسیار خوب» به کار می رفت،‌ امروز برای توصیف یک چیز «بسیار بد» استعمال می شود.

درباره علل قلب معانی واژگان و عبارات می توان لیست بلندی را تهیه کرد اما درباره مفاهیم و واژگان مرتبط با علوم سیاسی و روابط بین الملل، در راس چنان لیستی باید تلاش سازمان یافته دولت ها برای مصادره مفاهیم مثبت به نفع خود، و برچسب زدن مفاهیم منفی به رقبا را قرار داد. دموکراسی و آزادی از جمله مفاهیمی هستند که در طول تاریخ به همین ترتیب دستخوش تغییر شده اند و یا معانی دیگر یافته اند یا به ضد خود تبدیل شده اند. چه،‌ امروز ضد دموکراسی ترین کشورها خود را دموکراتیک می خوانند و حکومت های برخاسته از مردم،‌ برچسب دیگر می خورند.

یکی از این مفاهیم که در طول تاریخ به شکل رادیکال تغییر معنی یافته و به ضد خود تبدیل شده،‌ عبارت «جامعه بین المللی»‌ (International Community) است. آنگونه که از ظاهر این عبارت و ترکیب اجزای آن برمی آید، مرجع آن علی القاعده باید اکثریت مطلق یا قریب به اتفاق کشورهای جهان باشند، اما مقایسه ادبیات برخی سخنگویان و مقامات برخی کشورها با واقعیت موجود،‌ نشان می دهد که جامعه بین المللی مورد اشاره آنان،‌ در واقع یک جریان «اقلیت بین المللی» است که می خواهد مفهوم «جامعه بین المللی» را مصادره به مطلوب کند. برای اثبات این قلب معنی، شاید بهترین شاهد در دسترس، مناقشه جریان اقلیت بین المللی با ایران بر سر برنامه صلح آمیز اتمی کشورمان باشد. تقریبا روزی نیست که رسانه های غربی خبری از جانب «جامعه بین المللی» علیه ایران منتشر نکرده و درخواستی از طرف این «جامعه»‌ از تهران نکنند. بخوانید: «ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس هشدار داد که رفتار ایران از سوی جامعه بین المللی بی پاسخ نخواهد ماند و تخلفات تهران موجب انزوای بیشتر آن خواهد شد»(تلگراف). «هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا:‌ایران گزینه دیگری جز تحمیل هزینه ها و فشارهای بیشتر برای جامعه بین المللی باقی نگذاشته است»(هاآرتص)... و صدها و هزاران شاهد و مثال دیگر که در این مجال نمی گنجد.

اما واقعیت چیست؟ دشمنان برنامه هسته ای ایران چند درصد جامعه بین المللی را تشکیل می دهند؟ حامیان و موافقان ایران چطور؟ کمی اگر کف های روی آب را کنار زده و به عمق ماجرا بنگریم، به وضوح خواهیم دید که تعداد اعضای این جامعه بین المللی مورد ادعای خانم کلینتون و آقای هیگ از عدد 30 نیز تجاوز نمی کند: اتحادیه اروپا+آمریکا+استرالیا و کانادا. یعنی در حقیقت این کشورهای غربی هستند که علی رغم اقلیت، ادعای «جامعه بین المللی» را دارند و در پی قلب معنای این مفهومند. اما در این سو می بینیم که حدود 120 کشور جهان که دو سوم اعضای سازمان ملل را تشکیل می دهند و در هر اجتماع ممکنی «اکثریت» هستند،‌ بارها حمایت خود را از برنامه هسته ای ایران اعلام داشته اند.

شانزدهمین اجلاس عدم تعهد و شکل گیری اجتماع 120 کشوری در قلب ایران،‌ نه تنها سخنانی چون انزوای تهران را از درون تهی می کند، ‌بلکه از قلب معنای «جامعه بین المللی» و مصادره به مطلوب آن توسط کشورهای غربی جلوگیری کرده و فرصت مناسبی به دست داده تا آن «بلوک 30 عضوی» از این پس به عنوان واقعی خویش یعنی «اقلیت بین المللی» خوانده شود.