محتوا و پیام کاریکاتور موهنی که در روزنامه شرق منتشر شد، علی رغم همه روشنی هایش، ظاهرا" برای عده ای محل تردید بوده و در کنار عاملانی که می خواهند روی ماجرا ماله بکشند، کسانی نیز دیده می شوند که منتقدان و معترضان را به «تساهل و تسامح» دعوت می کنند و اصرار می ورزند که «ان شاءالله گربه است».

اما حتی همان بزرگوارانی که سعی کرده اند کاریکاتور را «آن طور دیگر» تفسیر و متهمان را تبرئه کنند، در خاتمه مجلس وعظ، چون توجیهات خویش را کارگشا نیافته اند، روزنامه و کاریکاتوریست را صرفا" مستحق دریافت «تذکر» دانسته اند. جان کلام آنکه همه ناظران منصف، در موهن بودن آنچه در ستون «کارتن خواب» شرق منتشر شد، اتفاق نظر دارند. اما به نظر می رسد مروری موشکافانه بر آنچه گذشته، خالی از ضرورت نباشد.

در دانشگاه های مطرح جهان، برای آموزش تحلیل پیام، معمولا" برای دانشجویان تاریخ، ارتباطات، علوم سیاسی، زبان شناسی و بعضا هنر، واحدهایی درسی تحت عنوان «تحلیل گفتمان» (Discourse Analysis) تعریف می شود. بر اساس آنچه در محتوای درسی «موسسه تاریخ شناسی ویسکانسین»،«دانشگاه ایلینویز شمالی» و چند دانشگاه دیگر آمده، استادان معمولا" دانشجویان خود را توصیه می کنند تا برای تحلیل پیام آثار کاریکاتوری، سعی کنند به سوالاتی از این قبیل پاسخ گویند:

1- چه کسی و در کدام رسانه، کاریکاتور را منتشر کرده است؟

2- اشیائی را که در طرح می بینید لیست کنید.

3- کدام یک از این موارد، سمبل هستند و مابه ازای بیرونی آن نمادها کدام است؟

4- عملی که در طرح در حال انجام است را توصیف کنید.

5- کدام گروه های اجتماعی ممکن است مخالف یا موافق پیام باشند؟ (به ماهیت رسانه ناشر توجه کنید)

 6- رابطه این کاریکاتور با زمان انتشار آن چیست؟ سعی کنید رویدادی را که در زمان انتشار کاریکاتور در جریان است، و مهم ترین اخبار جاری آن ایام را تشریح کنید

7- موضع طراح و ناشر را در رابطه با رویداد جاری شناسایی کنید. 8- حال، پیام کاریکاتور را بیان کنید.



اجازه بدهید با هدف پاسخ به سوالات هشت گانه بالا، برای نمونه، ابتدا کاریکاتور زیر را تحلیل کنیم و سپس به سراغ تحلیل کاریکاتور موهن برویم:

برای تحلیل گفتمان (Discourse Analysis) طرح فوق، سعی می کنیم سوالات پیش گفته را پاسخ دهیم. این کاریکاتور توسط آقای «احسان گنجی» در تاریخ چهارشنبه پنج مهرماه یعنی یک روز پس از درج کاریکاتور موهن، در همان روزنامه شرق به چاپ رسیده است. در طرح، یک مرد کت و شلواری، یک تریبون با میکروفون، و یک دست که به زور می خواهد مرد در حال سخنرانی را از تریبون جدا کند، دیده می شود. مرد، زبان دراز خود را به پایه میکروفون گره زده و قصد جدا شدن ندارد.

در روز انتشار این کاریکاتور، آقای رئیس جمهور با «کت و شلوار» در پشت «تریبون» سازمان ملل متحد «سخنرانی» دارد. تیتر یک همان روز روزنامه شرق، درباره سخنان رئیس جمهور در سازمان ملل است. همچنین یکی از بحث های انتقادی مطرح شده توسط رسانه های مخالف دولت این است که چرا آقای احمدی نژاد «هر سال» به سازمان ملل برای سخنرانی می رود در صورتی که آقای خاتمی هر سال نمی رفت. روزنامه شرق در گروه سیاسی مخالف رئیس جمهور جای دارد و طراح نیز، علاوه بر اینکه همسو و همکار شرق است،  همکار و یا مورد قبول رسانه های ضدانقلابی چون «روزآنلاین» نیز هست که کاریکاتورهای وی را بازنشر می دهند. حال این کاریکاتور چه پیامی می تواند داشته باشد؟!

درباره کاریکاتور روز سه شنبه چهارم مهر روزنامه شرق نیز ماجرا دقیقا" به همین ترتیب قابل تفسیر است. در طرح، صف طویلی از مردانی دیده می شود که پشت سر هم ایستاده اند و بندی را که با سربند و چشم بند هم اندازه است، برای فرد جلویی می بندند. لذا سمبل ها عبارتند از «صف» و «بند» و فعل «بستن از پشت سر توسط فرد ماقبل». زمان انتشار این کاریکاتور، «هفته دفاع مقدس» است و مشهور است که در جریان جنگ تحمیلی، بسیجیان در «صفوف» اعزام، «سربند»های یاحسین(ع)، یازهرا(س)، یا مهدی(عج) و... را از پشت به پیشانی رزمنده جلوی خود می بستند.

جریان اصلاحات، بارها بر «خشونت آفرین بودن فرهنگ شهادت» و نیز این ادعا پافشاری کرده که بعد از فتح خرمشهر –علی رغم اینکه 2500 کیلومتر از خاک ایران در اشغال صدام بود- نباید جنگ ادامه می یافت و در نتیجه، مسئولین، رزمندگان را به قربانگاه فرستاده اند و آنان نیز، «کورکورانه» اطاعت کرده اند.

طراح اثر یعنی آقای «هادی حیدری» نیز عضو حزب منحله مشارکت و از محکومین فتنه 88 بوده و فردی نزدیک به رسانه ها و فعالان ضد انقلاب در خارج از ایران محسوب می شود. با این تفاصیل، روشن است که طرح یاد شده می خواهد بگوید بسیجیان، سربندها را نه بر پیشانی ها، که بر چشم های یکدیگر بستند و «ناآگاهانه» راهی جبهه ها شدند.

کسانی درباره برداشتی که بسیجان و رزمندگان، رسانه ها، دانشجویان، نمایندگان مجلس، هیئت نظارت بر مطبوعات، و قشرهای مختلف دلسوز نظام از کاریکاتور موهن شرق داشته و آن را توهین به رزمندگان و شهدای دفاع مقدس دانسته اند، شبهاتی وارد کرده اند که در ذیل به بررسی آنها می پردازیم:

الف - گفته شده که طرح، درباره «برداشت اهانت آمیز صورت گرفته» صراحت ندارد. یعنی افراد حاضر در صف، نه لباس بسیجی به تن دارند، نه ریش دارند و نه سلاح. لذا منظور طراح نمی تواند رزمندگان دفاع مقدس باشد. در این باره باید گفت، اساسا" فرق کاریکاتور با نقاشی در این است که طراح کاریکاتور، نمادهایی را برجسته می کند که قصد انتقال پیام از طریق آنها را دارد و سایر جزئیات موضوع طرح را حذف می کند. کسانی که این شبهه را وارد می کنند، بی تردید درباره کاریکاتور مشهور آقای «هادی حیدری» با عنوان «توهم پیروزی» که دوم دیماه 88 در سایت ضدانقلابی جرس منتشر شد نیز خواهند گفت طرح درباره موضوع تصریح ندارد.

در این کاریکاتور، فردی دیده می شود که در داخل یک «ساعت شنی» قرار دارد و هر دو دستش را به نشانه پیروزی بلند کرده است، اما بدنش مانند شنی که به قسمت پایینی ساعت می ریزد، در حال پودر شدن است. در ظاهر ماجرا، همان طور که ذات یک کاریکاتور ایجاب می کند، هیچ تصریحی بر اینکه آن فرد کیست یا حتی نماد چیست، وجود ندارد. اما همین طرح، آقای «عطاءالله مهاجرانی» وزیر ارشاد دولت اصلاحات و عضو کنونی جریان اپوزیسیون را چنان به وجد آورد که فردای انتشار کاریکاتور، در همان سایت جرس، یادداشتی با عنوان «ما نگفتیم تو تصویرش کن...» تحریر کرد و ضمن تشریح مقصود طراح، این گونه نوشت:

«طرح «توهم پیروزی» هادی حیدری که در جرس منتشر شده است، فشردن تاریخ در یک طرح است. زیبا تر از این، هوشمندانه تر از این برای نشان دادن و تفسیر روزگار ما، چه می توان گفت؟ حاکمیت درون ساعت شنی زمانه افتاده است...».

یک روز قبل از انتشار طرح یاد شده، تیتر روزنامه ها به نقل از یک مقام عالی رتبه نظام این بود:«غلبه اراده الهی بر اراده طاغوت بارها در این کشور تجربه شده است». این است که برای فهم یک طرح، نیاز است به زمان و مکان و شرایط و حتی بعضا محتوای صفحه ای که طرح در آن جاسازی شده (Context) توجه شود. و البته باید گفت به کارگیری این شگرد از سوی روزنامه نگاران جریان «فتنه - اصلاحات» مسبوق به سابقه است.

به یاد بیاورید آن صفحه تاریخ در روزنامه دولتی «ایران» در دوره اصلاحات را که در نیمه ای از صفحه، مطلبی درباره دفاع مقدس به همراه عکسی از رزمندگان اسلام کار شد و در نیمه دیگر، مطلبی درباره «آدولف هیتلر» و با تیتر درشت «یاران دیکتاتور». صغیر و کبیر مقصود را دریافته و عاملان را محکوم کردند. از قائلان به «تصریح»  باید سئوال کرد که آن کاریکاتور اهانت آمیز به آیت الله مصباح یزدی در عصر اصلاحات، غیر از قرینه های لفظی چه توهین مستقیمی را شامل بود؟ هیچ! اما الکنایه ابلغ من التصریح!

2- برخی دیگر گفته اند صف مورد اشاره در طرح موهن شرق، به صفوف ارز و سکه و ... اشاره دارد! در پاسخ اولا" باید توجه کرد که «صف»، تنها نماد استفاده شده در کاریکاتور نیست؛ که اگر اینگ ونه می بود و چشم بندها و طرز بسته شدن آنها گنجانده نمی شد، پیام طرح می توانست «طولانی بودن صفوف» باشد و به هر صف طویلی در متن و فرامتن اشاره کند. ثانیا"، در ایامی که طرح موهن زیر چاپ رفت، هیچ صف طویلی نه درباره ارز و نه درباره سکه در کشور شکل نگرفته بود و مدعیان حتی یک خط خبر نمی توانند برای این ادعا شاهد بیاورند. «بند پارچه ای» نماد دیگر طرح است و اینکه فرد پشت سری در حال بستن بند برای فرد جلویی است، سمبل دیگری از «فعل در حال انجامی» است که به طرح در آمده است. تنها صفی که ملت ایران از افرادی پشت سرهم در حال بستن بندی برای فرد جلویی در ذهن دارند، صفوف اعزام بسیجیان به جبهه است.

کسانی نیز اظهار نظر کرده اند که کاریکاتور به جهل عمومی اشاره دارد. این دوستان در تحلیل عجیب خود همه نمادهای مورد استفاده در طرح را نادیده می گیرند و از پاسخ به این سوال عاجزند که آیا جهل عمومی ناشی از این است که مردم در صف هایی که می بندند، برای فرد جلویی چشم بند می زنند؟!

3- تناقض گویی های مسئولان شرق نیز در این میان جالب توجه است. مدیر مسئول می گوید طرح درباره چشم بستن غربی ها بر توهین به پیامبر(ص) است اما ایشان توضیحی درباره نمادها و ارتباط آنها به فیلم موهن ندارد. دبیر  سیاسی شرق می گوید که طرح درباره بازداشت آقای مهدی هاشمی است اما او هم نمی تواند نمادهای طرح را بر اساس این ادعا تشریح کند. خود طراح نیز می گوید منظور «نشان دادن «جهل» است که عده‌ای در روز روشن در حال بستن چشمان یکدیگرند تا روشنایی آفتاب را نبینند» و فکر این را نمی کند که که اگر چنین است، آن صف، دیگر برای چیست؟ یا آن عده کدامند و آفتاب در این میان چیست و چه ارتباطی با رویدادها و ایام جاری دارد؟!

4- سرانجام کسانی هدف کاریکاتور و موهن بودن آن را پذیرفته اند اما از سر دلسوزی می گویند رسانه هایی که اعتراض کردند، خود به قصه دامن زده و باعث شدند افراد بیشتری کاریکاتور موهن را ببینند. در پاسخ، این سوال را باید پرسید که آیا می توان گفت چون فرمان حضرت امام(ره) درباره اعدام «سلمان رشدی» یحتمل موجب می شد تیراژ کتاب وی بالا رود، امام(ره) نباید آن حکم را صادر می کردند؟ آیا می توان گفت مسلمانان جهان برای جلوگیری از شهرت یافتن فیلم موهن علیه پیامبر(ص) نباید دست به اعتراض می زدند؟ البته شک نیست که می شود از بسیاری از اهانت ها گذشت، یا چشم بست و عقل مصلحت اندیش را مامور توجیه کرد. اما هر ملتی، خطوط قرمز و مقدساتی دارد که به هیچ رو نزدیک شدن به آنها را برنمی تابد.

و در آخر برای عزیزان مطالبه گر تساهل و تسامح، ذکر این مثال خالی از لطف نیست.  در آمریکا «فرید زکریا» را به خاطر یک سرقت ادبی تک پاراگرافی، یک ماه از کار تعلیق کردند تا حواسش به «ارزش ها» بیش از این جمع باشد و همان ماجرا، بهانه ای شد تا جماعتی در تقدس «کپی رایت» در خارج ایران کاغذها سیاه کنند و طعنه به اوضاع داخل بزنند. بعید است کسی بتواند ادعا کند آنچه کاریکاتوریست شرق به استهزا گرفت، ارزشی کمتر از «حق معنوی یک پاراگراف» داشته است.