بازخوانی نقش خاتمی در فتنه 88 ـ بخش سوم/ بازنده ها

به دنبال انصراف خاتمی از رقابت های انتخابات ریاست جمهوری دهم، بسیاری از اصلاح طلبان ضمن ابراز تاسف از اینکه وی کنار رفته است، انصراف او را اقدامی «اخلاقی» توصیف کردند. در همین رابطه «محسن آرمین»(سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) در گفت و گو با ایلنا بیان داشت: «خاتمی با این اقدام خود ثابت کرد، می توان سیاست ورزید و دروغ نگفت. می توان رقابت کرد و خلاف عهد و پیمان عمل نکرد. می توان برای کسب قدرت تلاش کرد اما بی نیازی و نیک نیازی پیشه کرد.»4
بسیاری از تجدیدنظرطلبان اما خاتمی را بر موسوی ترجیح می دادند، زیرا از یک سو جذابیت خاتمی و وضعیت رای آوری او را بیشتر از موسوی می دانستند و از سوی دیگر اندیشه و رویکرد موسوی را دارای ابهام و نقاط تاریک می دانستند. موسوی پس از بیست سال باید به پرسش های فراوانی پاسخ می گفت که از نگاه آنان پذیرش آن دشوار بود.
معروف ترین جمله درباره موسوی را «محمد علی ابطحی»، مشاور خاتمی در دوران ریاست جمهوری گفت که وی را به «هندوانه ای سربسته» تشبیه کرد.کسانی نیز در میان افراطیون وجود داشتند که با توجه به برنامه ریزی های انجام شده، همچنان معتقد بودند اصلاح طلبان بازنده انتخابات هستند و به کاندیدایی نیازمندند که بتواند در نقش بازنده، این جریان را برای رسیدن به مطالبات حداکثری خود یاری کند. آنها موسوی را در حد و اندازه ای نمی دیدند که بتواند پس از شکست، در رویارویی برنامه ریزی شده با نظام، موفق عمل کند. «احمد شیرزاد» بر این باور بود که «موسوی بازنده» به درد نمی خورد: «کناره گیری خاتمی ایام عید را به کاممان زهرمار کرد... رویدادهای عرصه سیاست و دست تقدیر همه پل های پشت سرمان را خراب کرده است...بدون تردید موسوی بازنده کار چندانی پیش نخواهد برد».5
از نگاه افراطیون، ظرفیت خاتمی برای ایجاد یک جنبش اجتماعی در مقابل نظام بسیار بیشتر از موسوی بود. «مسعود پدرام» در همین رابطه می گوید: «این خاتمی است که حضورش در انتخابات می تواند میدانی برای فعالیت این جنبش ها باز کند، و از آن طرف هم تنها در وضعیتی که جامعه بستر فعالیت این جنبش های اجتماعی باشد، خاتمی می تواند جریان دموکراسی ستیزی را کنار بزند.»6
به هر صورت، خاتمی کنار رفت و فعالیت های موسوی شروع شد. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از حامیان سرسخت خاتمی بود و در واکنش به انصراف خاتمی شعار «یا خاتمی یا هیچ کس» را مطرح کرد، بلافاصله در ایام نخست سال 88 دیدارهایی با میرحسین موسوی ترتیب داد. سازمان و تشکل های همسو با آن سرانجام در دیدارهای خود به این نتیجه رسیدند که پشت سر موسوی تجمع کرده و امکاناتشان را به خدمت او درآورند.7
یک مشکل دیگر اما همچنان باقی بود و آن چیزی نبود جز عزم راسخ مهدی کروبی برای شرکت در انتخابات. کروبی اساسا پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری وقتی از مجمع روحانیون مبارز منشعب شد و «اعتماد ملی» را بنیان نهاد، برای انتخابات دهم دورخیز کرده بود و اصلاح طلبان نیز به این دریافت رسیده بودند که منصرف کردن کروبی به نفع موسوی، امری محال است. این بود که چهره شاخص اصلاحات در یک موضع گیری علنی اعلام کرد که کاندیدای این جریان موسوی و نه کروبی است. خاتمی در بیانیه ای نوشت: «برادر گرانقدر حجت الاسلام کروبی از نیروهای ارزشمند، رنج کشیده پس و پیش از انقلاب، مخلص و شایسته است. ولی بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند»8. موسوی نیز در نامه ای از خاتمی تشکر کرد.9
کروبی تقریبا به وضوح دریافته بود که اجماع جریان اصلاحات بر روی کاندیداتوری موسوی است و او در عرصه تنها خواهد ماند. همین امر با در نظر گرفتن انتظاراتی که کروبی از رفقای خود داشت، اختلافات درونی اصلاح طلبان را تشدید کرد. به ویژه پس از آنکه مجمع روحانیون مبارز- که کروبی 18 سال دبیرکل آن بود- از میر حسین موسوی حمایت نمود، کروبی از این تصمیم به شدت عصبانی شد و اعضای آن به ویژه خاتمی را مورد سرزنش قرار داد. کروبی معتقد بود که حمایت های وی در مجمع موجب رئیس جمهور شدن خاتمی در سال 76 شده و اگر او نبود اصلاحات پیشرفت نمی کرد. پس از حمایت مجمع از میرحسین، کروبی با قاطعیت اعلام کرد که به هیچ وجه به نفع موسوی کنار نمی رود و تا آخر در صحنه می ماند.10
از آنجا که تئوریسین های اصلاحات بر این باور بودند که کروبی کنار خواهد کشید و در این راستا تلاش می کردند، پس از این موضع گیری کروبی شدیدا از او انتقاد کردند.11 اما در این میان بحث هایی نیز درباره بررسی مجدد مجمع برای حمایت از کروبی پیش کشیده شد که شخص خاتمی به عنوان دبیر کل مجمع روحانیون با آن مخالفت کرد.12
شاید همین اوج گیری اختلافات بود که باعث شد کسانی از جمله علیرضا رجایی (از فعالان گروهک موسوم به ملی-مذهبی) درباره این درگیری های درونی اصلاح طلبان بگوید:«با توجه به عدم هماهنگی بین نیروهای اصلاح طلب و اختلاف هایی که بسیار واضح است، امکان شکست با کمال تاسف بالاست».13
خاتمی اما همچنان بر مواضع خود پافشاری کرد و صریحا اعلام کرد که اگرچه کروبی انسان ارزشمندی است، اما او از موسوی حمایت می کند: «معتقدم وظیفه ما این است که کسانی که روش و راه درست تری دارند را تقویت کنیم. مهندس موسوی کسی است که همه ما دلمان می خواست به عرصه بیاید، حالا آمده و این را غنیمت بشماریم».14
علی رغم سخنان خاتمی، درگیری ها در درون جبهه اصلاحات ادامه یافت و به آنجا رسید که وقتی مهدی کروبی در دانشگاه آزاد نجف آباد مشغول سخنرانی بود، تعدادی از هواداران موسوی که نشان های سبز به همراه داشتند، جلسه مذکور را به تشنج کشیدند؛ اتفاقی که باعث شد کروبی از وجود خانه های تیمی اصلاح طلبان در تهران که سازماندهی رویدادهای مرتبط با این جریان را به عهده داشتند، پرده بردارد: «به دستور چند نفر که در خانه های تیمی در تهران می نشینند و تصمیم گیری می کنند و با عملکرد ناصوابشان کشور را به احمدی نژاد تقدیم کردند گوش ندهید».15
سید محمد خاتمی پس از درگیری های حامیان موسوی و کروبی، با میانجیگری میان آنها بیان داشت: «خودمان به اسم خودمان نباید خدای ناکرده کاری بکنیم که سبب سوء استفاده دیگران شود و از ناحیه ما به تضعیف یکدیگر و نمایش دادن اختلاف بینجامد... این مسئله خطرناک است. باید متوجه باشیم که این پوست خربزه بسیار خطرناکی است زیر پای ما گذاشته شده تا از ناحیه خود ماها ایجاد اختلاف شود».16
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- www.ynet.com/english/articles/07340L-367465100html
2 - بوستون گلوب. به نقل از روزنامه کیهان، اسفند 1387
3 - سایت عصر ایران، 27/12/1387
4- روزنامه آفتاب یزد، 12/2/1388
5 - روزنامه کیهان، 30/1/1388
6 - مصاحبه با مسعود پدرام، روز آن لاین، 7/11/87
7 - روزنامه کیهان، 30/1/1388
8 - روزنامه کیهان، 27/12/1387
9- همان
10- مطالبات غیر قانونی. تهران: موسسه فرهنگی قدر ولایت، 1388
11 - از جمله ن.ک. به سخنان سعید حجاریان در روزنامه کیهان، 31/1/1388 که او را »غضنفر« خواند.
12 - پایگاه خبری سحر، 26/1/1388
13 - روزنامه ایران، 3/2/1388
14- روزنامه کیهان، 8/2/1388
15- سایت آفتاب، 25/2/1388
16 - روزنامه کیهان، 28/2/1388

/ 1 نظر / 13 بازدید
bahara

سلام بر اساس امر بانک مرکزی نرخ تورّم به بیشتر از ۲۰ درصد رسیده. این یعنی حقوق‌ها باید ۲۰ درصد بیشتر بشوند. همه میگویند بسیجیها بهترین حقوق و مزایا را دارند. ما که ندیدیم. نون برای ما هم گران شده. همه چیز برای ما هم گران شده. در یک بلاگ خواندم که ماها بهترین حقوق هارا میگیریم و نرخ تورّم به ما اثر نخواهد داشت.والله به امام قسم اگر این واقعیت داشته باشد.فقط همین را می‌خواستم بگویم.