از شاطرگنبد تا واشنگتن

در مورد استانداردها و معیارهای دوگانه غرب برای دموکراتیک شناختن یک کشور سخن بسیار گفته شده است. برای افکار عمومی جهان، کودتای آمریکایی علیه دولت دموکراتیکی که ماهیت آن با منافع غرب در تضاد باشد، اتفاق بعید و غریبی نیست. اما در این هم شکی نیست که حضور مردم در عرصه سیاست و نقش آنها در تعیین سرنوشت خویش، معیار شناسایی یک حکومت مردمی است... و شاید تعجب کنید اگر بگوئیم در کشوری که فریاد دموکراسی اش گوش فلک را کر کرده، صدها هزار نفر هستند که ابتدایی ترین اصول دموکراسی حتی همان دموکراسی مورد ادعای غرب در مورد آنها رعایت نمی شود. بدون ویزا به واشنگتن می رویم.
واشنگتن پایتخت آمریکاست؛ شهری که تئوری هایی چون دموکراسی برای غارت در آنجا شکل می گیرد... و شهری که بیش از 600 هزار نفر جمعیت آن 220 سال است که در انتظارند تا حکومت آمریکا به آنها اجازه دهد که «نماینده»ای در مجالس قانونگذاری کشور خود داشته باشند!
واشنگتن شهری است میان دو ایالت «مریلند» و «ویرجینیا» که سیاستمداران آمریکا 220 سال پیش آن را به وجود آوردند تا نهادهای حکومتی آمریکا را در آن جا دهند و مرکز حکومت فدرال باشد، اما اداره امور آن را به کنگره سپردند و هیچ نقشی برای مردم این شهر قائل نشدند.
60 درصد مردم واشنگتن از نژاد سیاه آفریقایی هستند و همین باعث شده است که نژادپرستان آمریکایی آنها را از ابتدایی ترین حقوق خود، یعنی حق انتخاب، محروم سازند. مردم این شهر از بدو پیدایش کنگره در سال 1791 فریاد اعتراض سر می دهند و گوش شنوایی نیست که فریادشان را پاسخ گوید. اهالی واشنگتن بالاخره پس از 170 سال تلاش در سال 1961 موفق شدند که حکومت مرکزی را قانع کنند تا به آنها اجازه داده شود در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و در یکی از دو مجلس کنگره (مجلس نمایندگان) نماینده ای داشته باشند. اما دولت آمریکا به شرطی با این درخواست مردم موافقت کرد که نماینده واشنگتن در کنگره حق رای نداشته باشد! برای مجلس سنا هم حتی اجازه ندادند مردم «نماینده ای بدون حق رای» داشته باشند.
توجیه سران نژادپرست آمریکا برای محروم کردن مردم واشنگتن از حقوق خود این است که این شهر از یک سو حالت مستقل دارد و وابسته به هیچ ایالتی نیست، و از سوی دیگر یک «حومه» (District) است و ایالت (State) محسوب نمی شود که نماینده داشته باشد، چرا که در بند اول قانون اساسی آمریکا آمده است که نمایندگان کنگره افرادی هستند که توسط مردم ایالات مختلف انتخاب می شوند!
بنابر این نه تکلیف ایالت بودن یا نبودن این شهر را در تقسیمات کشوری مشخص می کنند، و نه لایحه ای برای اعطای حق رای به مردم واشنگتن تصویب می کنند، اما هم از مردم شهر مالیات می گیرند و هم برای عضویت در ارتش از آن نیرو جذب می کنند! مردم جنبشی به نام «رای برای واشنگتن» تشکیل داده و فریاد اعتراض بر آورده اند که «اینجا تنها شهری است که سیستم اخذ مالیات دارد، اما نماینده ندارد!
در سال 85 لایحه ای درمجلس نمایندگان آمریکا تنظیم شد که به موجب آن حق رای به مردم واشنگتن داده می شد، اما این لایحه به تصویب نرسید. 30 فروردین 86 نیز لایحه به رای گذاشته شد و این بار با تصویب در مجلس نمایندگان به مجلس سنا ارجاع داده شد. شادی مردم این شهر در این روز دیدنی بود. سایت رسمی «رای برای دی سی» نوشت: این اولین بار در تاریخ آمریکاست که قوه مقننه قصد گسترش دموکراسی به واشنگتن را دارد. اما اگر آنها می دانستند که چه بر سر این لایحه خواهد آمد، اینقدر ذوق زده نمی شدند.
روز سه شنبه 27 شهریور ماه مسئله واشنگتن در سنا مطرح شد. برای اینکه این موضوع در سنا به «رای گذاشته شود» نیاز بود که 60 سناتور با طرح آن در صحن علنی موافقت کنند. قبل از آغاز این رای گیری کاخ سفید بیانیه ای صادر کرد و هشدار داد که حتی اگر این لایحه تصویب شود، از سوی رئیس جمهور وتو خواهد شد. لایحه از 60 رای لازم 57 رای آورد و در نتیجه حتی برای تصویب آن رای گیری هم نشد!
دموکرات ها می گویند جمهوریخواهان سنگ اندازی می کنند، چرا که مردم واشنگتن طرفدار دموکرات ها هستند. خنده آور است! سوال منتقدان این است که دموکرات ها مگر در 220 سال گذشته کجا بوده اند؟! این نه یک بازی حزبی، بلکه حس نژاد پرستی است که مردم پایتخت آمریکا را از حقوق خود محروم کرده است.
هم اکنون کار به جایی رسیده که داد روزنامه «واشنگتن پست» نیز در آمده که «بوش از برمه تا زیمبابوه از دموکراسی می گوید اما همین جا، در پایتخت آمریکا، در نزدیکی کاخ سفید دموکراسی را زیر پا می گذارد».
اما اینها دردی از مردم واشنگتن را درمان نخواهد کرد...
مردم پایتخت آمریکا تنها قربانیان دموکراسی آمریکایی نیستند، مردم عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین، کشورهای آمریکای لاتین... همه درد آشنای مردم واشنگتن هستند.

/ 0 نظر / 22 بازدید